فصّ حكمة فرديّة فى كلمة محمّديّة در بعضى نسخ عبارت فص حكمة كلية است . و سبب اختصاص كلمه محمّديه به حكمت فرديّه آنست كه رسول ما عليه السلام متعيّن به اول تعيّنات است كه ذات احديت بدان تعيّن متعيّن گشته است پيش از هر تعيّنى كه بدان متعيّن شده است از تعيّنات غير متناهيه .
و پيش ازين به تقديم رسيد كه تعيّنات مترتّبهاند چون تعيّنات اجناس و انواع و اصناف و اشخاص كه بعضى مندرج است در بعضى . پس جناب او عليه السلام شامل جميع تعيّنات است . لاجرم او واحد فرد است در وجود كه او را نظير نيست . چه هيچ تعيّنى در مرتبه مساوى تعيّن او نيست و بالاتر از مرتبهء او نيست مگر ذات احديّت مطلقه منزهه از هر تعيّن و صفت و اسم و رسم و حدّ و نعت .
پس فرديت مطلقا او راست و از براى شمول او هر تعيّن را شيخ اين فص را حكمت كلّيّه نيز خواند .
و او عليه السلام مظهر « اسم اللّه » است و اللّه اسم اعظم است كه جامع همه اسماء و نعوت است ، لاجرم حكمت مظهر او نيز كلّيّه باشد . پس هر كمالى كه اسماء راست تحت كمال اوست ، و ظهور هر مظهرى به كلمه او ، لاجرم در اين معنى فرديّت او را باشد .
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى ) — صفحة 1065
مساهمون: حسين بن حسن خوارزمي
ص١٠٦٥