شعبدهء تازه برانگيخته * هيكلى از قالب نو ريخته 27
پاى درين بحر نهادن كه چه * بار درين موج گشادن كه چه 45 ، 123
صبا جعد سمن را شانه كرده * شقايق سنگ را بتخانه كرده 26 ، 109
بر آمد بادى از صحراى اندوه * فروباريد سيلى كوه تا كوه 88
وشاقانى چو مرواريد خوشآب * سمن ديدار و خندان و شكرخاى 54 ، 131
همه سر تيز و سخت و چست و چالاك * همه پاكيزه روى و چهرهآراى 54 ، 131
گهى چو گل شده رسواى طبع رنگآميز * گهى چو بلبل اسير زبان هرزه درآى 32 ، 113
همه ثابت قدم هنگام كوشش * همه در وقت راحت لذتافزاى 54 ، 131
چو دف طپانچهء غم را نشسته حلقه به گوش * پس از براى دمى ده دهان گشاده چو ناى 32 ، 113
خرابى در آمد به هر پيشهاى * بتر زين كجا باشد انديشهاى 63
تدبير چيست جز سپر انداختن كه خصم * سنگى به دست دارد و ما آبگينهاى 60 ، 136
جايى كه بدى نغمهء چنگ و دف و نى * پر شد ز دد و دام در او اكنون پى 86
ما و آن دلبر خراباتى * في طريق الهوى كما يأتى 89
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: اكرم جودى نعمتى
ص١٩١