و اين نيست مگر آنكه اميمه در ميان گروه زنان ، دامنكشان از آنجا گذشته است .
ص 78 ، س 10 : و إن ذبحوا فذلك . . . :
اگر ذبح كردند ، امروز روز عيد است و اگر كشتند ، در مهمانى بزرگ و باشكوهى كشتهاند .
ص 78 ، س 14 - 15 : وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا
. . . :
بهشتى كه پهنايش آسمانها و زمين است ( آل عمران 3 / 133 ) .
ص 78 ، س 18 : بىرنگ :
در فرهنگهاى لغت ، معادل طرح بدون رنگ آمده است كه نقاشان و بنايان در آغاز كار بر روى كاغذ بكشند ( نگاه كنيد به : لغتنامهء دهخدا ذيل بىرنگ ) . استاد شفيعى كدكنى در مجالس پرفيض درس خويش مىفرمودند اين همان « پيرنگ » معادل شالوده و بنيان رنگ در طراحى نقاشان است كه به لحاظ يكسانى رسم الخط « ب » و « پ » در متون كهن ، به صورت بىرنگ ضبط شده است .
ص 78 ، س 22 : شربنا على ذكر . . . :
پيش از آن كه تاك آفريده شود شرابى به ياد حبيب خورديم كه بدان سرمست گشتيم .
شعر از ابن فارض است و معادل اين بيت فارسى :
بودم آن روز من از طايفهء دردكشان * كه نه از تاك نشان بود و نه از تاكنشان
ص 79 ، س 9 - 11 : إذا ما اقتنى العلم . . . :
هنگامى كه آدم سبك مغز و تبهكار علم را فرا مىگيرد ، زشتيها و اوصاف نكوهيدهء ضميرش دو چندان مىشود .
از علم خويش نيرويى مىبايد كه به وسيلهء آن شرّ و تباهى ذاتش حملهور مىشود .
دشمن برادرانش مىگردد و شمشير برّانى بر ضدّ گروه و طايفهء خود مىشود .
ص 79 ، س 18 : پير كز گردش . . . :
در حديقهء سنايى ، ص 721 چنين ضبط شده است .
پير كز جنبش ستاره بود * گرچه پيرست شيرخواره بود
ص 80 ، س 4 : اهل يقين . . . :
شعر از مخزن الاسرار نظامى ، ص 104 است .
ص 80 ، س 5 : أطرق كرا . . . :
كرا خاموش باش كه شترمرغ در آبادى هست . از ضربالمثلهاى عرب است و در جايى گفته مىشود كه شخص حقيرى دربارهء موضوع بزرگى اظهار نظر كند ، در حالى كه بزرگانى در مجلس حاضرند و امثال او لب فروبستهاند . « كرا » مرغى كوچك است و « نعامة » مرغى بزرگ ( مجمع الأمثال ، ميدانى ، ج 1 ، صص 445 - 446 ؛ فرائد الأدب ، ذيل طرق ) . ابن منظور به گونهء : « أطرق كرا إنّ النّعام فى القرى » ضبط