ص 76 ، س 15 : ادب عشق جمله . . . :
شعر از مولاناست . فروزانفر مصراع دوم را چنين ثبت كرده است :
أمّة العشق عشقهم آداب
.
ص 76 ، س 17 - 18 : ز من كه عاشق و رندم . . . :
از غزلهاى امير خسرو دهلوى است و در ديوان او مصراع اول چنين ضبط شده است :
ز من كه عاشق و مستم صلاح كار مجوى
.
ص 77 ، س 4 : كلّ من فى حماك . . . :
هر كس كه در حريم حمايت توست هوا خواه توست ، اما من در ميان هواخواهان تو تنها و بىنظيرم . شعر از ابن فارض است .
ص 77 ، س 5 : همه خوانند نه اين . . . :
از غزلهاى سعدى است و مصراع دوم چنين است :
همه دانند نه اين رمز كه من مىدانم
.
ص 77 ، س 6 - 7 : ربّ أشعث أغبر :
كاشفى در الرسالة العلية از پيامبر نقل مىكند كه : « ربّ أشعث أغبر ذي طمرين لا يئوبه له لو أقسم على اللّه لأبرّه » . يعنى : بسيار ژوليده موى خاكآلوده روى باشد با دو جامهء كهنه كه از او هيچ حساب نگيرند ؛ اگر سوگند بر خداى دهد خداى تعالى سوگند او را راست گرداند . معنى آن است كه هر چه از خداى خواهد بدهد . مصحح كتاب در حاشيه از النهايهء ابن اثير نيز نقل كرده است كه پيامبر در پايان وصيتش به ابو ذر فرمود : « يا أبا ذر أ لا أخبرك بأهل الجنّة ؟ » پاسخ داد : « بلى يا رسول اللّه » . فرمود : « كلّ أشعث أغبر ذى طمرين . . . الخ » ( الرسالة العلية ، صص 42 - 43 ) .
ص 77 ، س 11 : نى منگر كو . . . :
از مخزن الاسرار نظامى ، ص 150 است .
ص 77 ، س 13 - 14 : خذ من البحر . . . :
از دريا مرواريد برگير و از زمين طلا ؛ و اى نژاده ! حكمت را از هر كه گويد بپذير .
ص 77 ، س 18 : و الهوى يأتى . . . :
بخشى از بيتى متعلق به ابن فارض است كه كاتب نسخهء
B
براى تكميل وزن و معنى مصرع ، به جاى « و » « فانّ » را پيشنهاد كرده . همهء بيت چنين است :
فأظهرني سقم به كنت خافيا * له ، و الهوى يأتي بكلّ غريبة
يعنى : بيماريى مرا بر او هويدا كرد كه هم به واسطهء آن پنهان شده بودم ، عشق است كه هر امر شگرفى را بيارد .
ص 78 ، س 5 - 6 : و حقّك أنّ الجزع . . . :
به حق تو سوگند كه خاك وعدهگاه در خم درّه ، عبير و كافور شد و چوب درختانش عود و مورد خوشبو گشت .