ص 25 ، س 14 : وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ
. . . :
درخت موزى به هم پيچيده و سايهاى كشيده و آبى ريزان ( الواقعة 56 / 29 - 31 ) .
ص 25 ، س 14 : وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ
. . . :
بالشهايى چيده و پردههايى گسترده ( الغاشية 88 / 15 - 16 ) .
ص 26 ، س 2 :
هر دو بيت از قصايد كمال الدين اسماعيل است .
ص 26 ، س 7 : صبا جعد سمن را . . . :
شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 62 است .
ص 26 ، س 8 : عروسان رياحين . . . :
شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 126 است .
ص 26 ، س 10 : ميان اين دو عود قمارى جناس تام است و در عبارت ، لفّ و نشر مرتب به كار رفته :
مطربان طيور ، عود قمارى ساخته ( ساز كرده ) بودند و لخلخه سوزان بخور ( گلها ) عود قمارى سوزانده بودند .
ص 26 ، س 13 : الدهر بين . . . :
روزگار ميان مشكآلود و عنبرآلودى است و آب در ميان آميختهء صندل و پوشانده شدهاى (
زمان عطرآلود است و آب خنك و گوارا در سبو
) . منوچهرى نزديك به اين مضمون دارد :
اين جوى معنبر بر و اين آب مصندل * پيش در آن بار خداى همه احرار
ص 26 ، س 16 - 17 : وَ حَدائِقَ غُلْباً
. . . :
باغهايى با شقايقهاى شاداب كه چون عقيقهاى به رشته كشيده شده در گردنبند هستند .
چشمان شقايقها به تو خيره ماندهاند ، چنان كه گويى گرفتن جامها را به تو اشاره مىكنند ( اشاره مىكنند كه جام برگيرى ) .
ص 26 ، س 19 : چنين فصلى . . . :
شعر از خسرو و شيرين نظامى ، ص 127 ، است .
ص 27 ، س 2 : در ره عشقش . . . :
اين بيت در مخزن الاسرار نظامى ، ص 35 ، چنين ضبط شده است :
در ره عشقت نفسى مىزنم * بر سر كويت جرسى مىزنم
ص 27 ، س 8 : و مسك حديثى . . . :
مشك سخن من در عشق او ، براى هوادارانش عطر مىپراكند و در گوش فارغان عشقش تباه مىشود . اين بيت از قصيدهاى است كه در ديوان ابن فارض مصرى ثبت شده است امّا از خود ابن فارض نيست ، بلكه سرودهء شيخ على نوادهء ابن فارض و جامع ديوان اوست . گويا ابن فارض قصيدهاى داشت با مطلع .