تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

تعليقات و توضيحات

ص 25 ، س 2 : الحمد لله الذى . . . :

سپاس خدايى را كه نظام آفريدگان جهان را با خليفه قرار دادن آدم آراسته و مرتب كرد و با نبوت حضرت خاتم محمد - كه برترين درودها و تمام‌ترين و كاملترين سلامها بر او و خاندانش باد - كامل ساخت .

ص 25 ، س 4 : فالِقُ الْإِصْباحِ

: شكافندهء صبح ، كنايه از خداوند است ( الأنعام 6 / 96 ) .

ص 25 ، س 4 : فَقُطِعَ دابِرُ

. . . : دنبالهء آنان كه ستم كردند بريده شد ( الأنعام 6 / 96 ) .

ص 25 ، س 5 : ماهچه :

دكتر معين در حاشيهء برهان قاطع نوشته‌اند : شكل هلالى بود كه بر سر علمها و چترهاى پادشاهان سلجوقى و امراى ترك بعد از ايشان منصوب بوده . ذكر ماه علم و ماهچهء چتر در اشعار شعراى معاصر سلاجقه و خوارزمشاهيان بسيار ديده مىشود . خاقانى گويد :
ماهچهء چتر او قلعهء گردون گشود * مورچهء تيغ او ملك سليمان گرفت

ص 25 ، س 6 : درفش كاويانى :

بيرق معروف ايران از عهد قديم تا پايان دورهء ساسانى كه به گفتهء مورخين هزار هزار سكهء طلا ارزش داشت . بيشتر روايات ، آن را منسوب به كاوه مىدانند ؛ مرد آهنگرى كه به روايت شاهنامه ( ج 1 ، ص 62 ) و ساير منابع معتبر ، بر ضحاك بيوراسب شوريد و پوستى را كه آهنگران پيش پاى مىبندند بر سر نيزه‌اى كرد و خلق را به يارى خواند و به همت فريدون ، ضحاك را از اريكهء ستم به زير آورد . فريدون اين چرم را به فال نيك گرفت و چندان جواهر و ياقوت الوان از آن آويخت كه پوست ناپديد گشت . . . نوشته‌اند كه معنى درفش در زبان پهلوى « علم » باشد و چيز تابان را درفش خوانند ، زيرا هر بار كه آن را باز مىكردند از بسيارى گوهرها جهان فروغ مىگرفت . اين درفش تا وقت يزدگرد ، آخرين شاه ساسانى ، در خزانهء ايران بود تا در نبرد قادسيه يا