تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و أنت حياتهم غضبت « 1 » عليهم * و هجر حياتهم لهم عقاب [ 489 الف ]
بگشودند . فى الحال از خزانهء وهب ، ايشان را به صنوف نوازش ، محسود ابناى جنس گردانيد كه « 2 » :
فيغبط طرفي مسمعي عند ذكرها * و يحسد ما أفنته منّى بقيّتي « 3 »

منقلع شدن مادّهء عناد و منقشع گشتن غيم فساد از مملكت حقيقت عاشق

والى كرم را فرمان شد كه به معاونت عنايت ، تحقيق و تفتيش مفسدان مملكت كرده به غور برسد . پس چون بعد از تفحّص بليغ ، علّت عناد اعداى دولت و مادّهء تضادّ و فساد ايشان ، جز حسد بر مقتولان تير تركش جفا و مقبولان قربان عيدگاه افنا هيچ نبود « 4 » ،
و كم ذنب يولّده دلال * و كم بعد يولّده اقتراب
* *
شكار را به دو صد ناز مىبرد آن شير * شكار در هوس او دوان قطار قطار شكار كشته به خون اندرون همىگردد * كه از براى خدايم بكش تو ديگر بار دو چشم كشته به مردم از آن همىنگرد * كه اى فسردهء غافل بيا و گوش مخار
و همچنين به ميامن نظر آن واليان و التفات حيات افاضت ايشان ، ساير احوال و اوضاع مملكت به حكم « الشّىء إذا جاوز حدّه انعكس ضدّه » دست ائتلاف و اجتماع به هم داده جايى كه مورد تقابل انداد و تناظر اضداد بود محلّ تعانق اطراف و تصافح نقايض
هامش
( 1 ) . در اصل : عضبت ، مطابقB , C , FوJو ديوان متنبّى تصحيح شد . ( 2 ) .D: + ش ؛F: + بيت ؛G: + شعر ( 3 ) . در اصل : بقيّة ، مطابقB , D , C، ديوان ابن فارض و با توجه به اعراب و معنى تصحيح شد . ( 4 ) .D: + ش ؛F: + بيت ؛GوJ: + شعر