تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
ما في محبّتها ضدّ أضيق به * هي المدام و كلّ النّاس ندماني
هر دوستى او ضدّ و بيگانه‌اى نيست كه به واسطهء آن در تنگنا باشم . او شراب است و همهء مردم هم پيالهء من هستند 32
فوقفت بين عزيمتين كلاهما * أمضى و أرهف من ظبات سنان
ميان دو قصد و تصميم مانده‌ام كه هر دو برنده‌تر از سر نيزه‌ها هستند 108
أنا القرآن و السّبع المثاني * و روح الرّوح لا روح الأواني
من قرآن هستم و سبع المثانى ( سورهء حمد ) و روح روح ؛ نه روح جسم‌ها ( ابن عربى ) 171
كفى بجسمي نحولا أنّني رجل * لو لا مخاطبتي إيّاك لم ترني
پيكر مرا از زارى و نزارى همين بس كه مردى هستم كه تا با من سخن نگويى ، نتوانىام ديد ( متنبى ) 59
حاشاي حاشاي من إثبات اثنين
دور باد و دور باد از من ، اثبات « دو » چيز ( حلاج ) 30
كلّ معنى من حسن معناه جزء
هر معنا و حقيقتى ، جزئى از زيبايى معناى اوست 81
شىء به تسبى العقول سوى الّذي * سمى الجمال و لست أدري ما هو
چيزى هست جز آنچه جمال نامند ، كه عقلها به واسطهء آن ربوده مىشوند و من نمىدانم آن چيست 18 ، 82
و يا غاية الآمال من أنت أنسه * فكلّ بلاء مسّه يستطيبه
اى منتهاى آرزوها ! آن كس كه تو انس و الفت اويى ، هر بلايى را كه به دو رسد ، خوش مىدارد 81
كلم كنظم العقد يحسن تحته * معناه ، حسن الماء تحت حبابه
كلماتى است همچون رشتهء گردن‌بند كه معنا در زير آنها زيباست ؛ چنان كه آب در زير حباب زيباست 11
خذ ما تراه و دع شيئا سمعت به
آنچه را مىبينى بگير و آنچه را كه شنيده‌اى رها كن ( متنبى ) 60