تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
چون انس گرفت و مهر پيوست
( سعدى ) 179
چون به بىرنگى رسى كان داشتى
( مولوى ) 4
چون بيضه اگر به مرغ تسليم شوى
90
چون پرتو آفتاب از پرده بتافت
57
چون جان سپردنيست به هر صورتى كه هست
( سعدى ) 95
چون دُر در آب جويند اين مهرهء گلين
( كمال الدين اسماعيل ) 53
چون دست سوى قمار يازم
123
چون ديده به خود بديد خود را
118
چون عين سلامم ز تحيّات چه گويم ؟
177
چونكه مدد بر مدد آيد ز عشق
( مولوى ) 62
چون متصوّر شود نقش تو اندر ضمير
( سعدى ) 141
چون نخواهى ديدن آن خونريز را اى ديده بيش
( امير خسرو دهلوى ) 48
چون وصل در نگنجد هجران چه كار دارد
( فخر الدين عراقى : لمعات ) 141
چو واجبست به هر كشتنت مرا شكرى
( كمال خجندى ) 70
چو همنشينى يوسف بود زليخا را
42
چه تاب جرعهء درياكشان عشق آرند
213
چه روز بود كه آمد خيال تو در چشم
( امير خسرو دهلوى ) 203
چه گويم وصف اين معجون كه هم در دست و هم درمان
266
چه مستى است ندانم كه ره به ما آورد
( حافظ ) 204
چه نازكى كه چو ياد تو مىكنم در دل
111
حديث عشق اگر گويى گناهست
( سعدى ) 100
حديث عقل در ايام پادشاهى عشق
( سعدى ) 28
حديث لب نكنم خاك پاى او بوسم
( امير خسرو دهلوى ) 195
حرف زايد منه برين جدول
( اوحدى مراغه‌اى ) 206 ، 291
حرم و ركن را تو دور مبين
215
حريف را چو غم جان خويشتن باشد
( سعدى ) 27
حريف مفلس ازين حلقه بىنصيب رود
92
حسن خداداده را حاجت مشاطه نيست
( سعدى ) 10
حلقهء پير مغان از ازلم در گوشست
( حافظ ) 44
خار كه همصحبتى گل كند
( نظامى : مخزن الاسرار ) 175
خاشاك راه بودم در كوى دوست عمرى
( سلمان ساوجى ) 51
خاك سر كوى آن بت مشكين خال
( فخر الدين عراقى ) 40
خانه در كوى مغان مىطلبيدم گفتند
( سلمان ساوجى ) 103
خردمند از آن كس تبرّا كند
128
خرقهء سالوس را بدريده‌اى
271
خرى كاندر نمكسار اوفتد گم گردد اندر وى
( عطار ) 236
خطبه را چون به نام او كردند
( اوحدى مراغه‌اى ) 26
خط مشكين يار اى گل نه سهلست
163
خلعت عشقت ز خون بايستى اندر گردنم
180
خواهى به وصال كوش خواهى به فراق
( فخر الدين عراقى : لمعات ) 77
خود را به كنار در كشيدم
( فخر الدين عراقى ) 157 ، 238
خود كرده بود عشقش غارت حوالى دل
( سعدى ) 28
خود گفت حقيقت و خود اشنيد
( فخر الدين عراقى : لمعات ) 38
خود گفت حكايت و خود اشنيد
( فخر الدين عراقى :
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى ) — صفحة 420 | اكرم جودى نعمتى / صائن الدين علي بن محمد تركة