همان نام ياد مىكنند . « 1 » گرچه دانشپژوه آنگاه كه از مؤلف مفاحص ، يعنى صائن الدين ، سخن مىگويد او را پسر محمد پسر « على » مىداند . « 2 »
سعيد نفيسى هم به گونهاى ديگر از واقعيت دور شده است . او يك نسل در ميان صائن الدين و پدرش افزوده ، صائن الدين را پسر « ضياء الدين على » پسر محمد پسر صدر الدين محمد مىداند . « 3 »
اين اشتباهات از آنجا ناشى مىشود كه اسامى و القاب افراد خاندان تركه در طول سه قرن دائما تكرار شده است ؛ عدم توجه كافى موجب مىگردد كه پدر يك شخص به شخص ديگرى كه همنام او بود ، نسبت داده شود .
دربارهء كنيهء صائن الدين ، در نوشتههاى معاصران او و متقدمان ، نشانهاى نيست ، اما بعضى محققان عصر ما كنيهء او را « ابو محمد » دانستهاند . « 4 » علت اين امر احتمالا وجود فرزندى به نام « محمد » بوده كه صائن الدين رسالهء مناهج را در منطق براى او نوشته است .
3 . ولادت و مرگ
در هيچ يك از منابع موجود ، به سال ولادت صائن الدين اشارهاى نشده است و تنها دايرة المعارف بزرگ اسلامى « 5 » تولد او را در سالهاى 50 قرن هشتم مىداند ؛ اما خود صائن الدين در نفثة المصدور اول كه در سال 829 هجرى خطاب به شاهرخ تيمورى نگاشته است ، تصريح مىكند كه « حال آن است كه اين فقير را پنجاه و نه سال از عمر گذشته » « 6 » ، بنا بر اين صائن الدين در سال 770 هجرى ديده به جهان گشوده است .
درگذشت صائن الدين به گواهى معاصرانش در روز دوشنبه چهاردهم ذىحجهء سال 835 در هرات اتفاق افتاد . « 7 » اما خواند مير ( متوفى 941 ه ) سال وفات او را 830 هجرى
هامش
( 1 ) . فهرست خطى كرمان ، ص 46 ؛ مجموعه رسايل خجندى ، ص 307 ؛ چهارده رساله ، صفحهء ه
( 2 ) . مجموعهء رسايل خجندى ، ص 308 .
( 3 ) . تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، ص 450 .
( 4 ) . چهارده رساله ، صفحهء ه ؛ مجموعه رسايل خجندى ، ص 307 ؛ فهرست خطى كرمان ، ص 46 .
( 5 ) . ج 1 ، ص 659 .
( 6 ) . چهارده رساله ، ص 170 .
( 7 ) . نگاه كنيد به : مجمل فصيحى ، ص 270 ؛ و نيز : مطلع السعدين ، ج 2 ( 2 ) ، ص 632 ؛ روضة الصفا ، ج 6 ، ص 702 .