سجل شيخ بهايى در طومارى مربوط به وقفنامهء بقعهء شهشهان - كه پيش از اين بدان اشارت رفت - موجود است كه وى همراه با چند تن ديگر از علماى اصفهان آن را تسجيل كردهاند . « 1 » از شرح حال او چيزى به دست نيامد .
1 - 6 . ضياء الدّين على
از شرح حال وى نيز مطلبى روشن نشد . شيخ بهايى يك رباعى به او نسبت داده است كه آن را هم تقى الدين كاشى در ذيل اشعار افضل الدين محمد تركه آورده است . « 2 »
1 - 7 . ملّا مظفّر
از نبيرههاى خواجه افضل الدين محمد تركه بود كه توليت مسجد جامع اصفهان و مقبرهء مشايخ وادى دار العباد يزد را كه سابقا با اجداد وى بود ، بر عهده داشت . در سال 1076 هجرى جزو منشيان شاه عباس دوم در اصفهان به شمار مىرفت و سالانه چهل تومان مواجب مىگرفت . مردى عياش و بذلهگو بود و طبعى خوش و ظريف داشت كه مورد پسند شاه عباس افتاده بود ؛ از همين رو مىتوانست دربارهء امراى او ، مثل سارو تقى ، اشعار طنزآلود بسرايد . بنا به نوشتهء اغراقآميز ولى قلى شاملو ، ابيات مدوّن او در شصت سالگى بيش از پانزده هزار بيت بوده است . اشعارى را كه او در وصف عمارت آيينهخانه - كه در زمان شاه صفى آغاز و در عهد شاه عباس دوم پايان يافت - سروده بود ، ولى قلى شاملو ذكر كرده است . از ديگر اشعار اوست :
رزم هندو تيغ اقبال تو را روشنگرست * آرى آرى صيقل آيينه از خاكسترست
بهر دفع چشم زخم نيّر جاهت به چرخ * دشمنت را اختر طالع سپند مجمرست « 3 »
از اين پس ، ديگر نشانى از خاندان تركه در تاريخ نمىبينيم . به نظر مىرسد نظم حال ايشان كه بنا به گواهى مؤلف عرفات « 4 » رو به پريشانى نهاده بود ، ديگر بهبود نيافت و نتوانست نظاير نياكان تركه را بپروراند . سرانجام به دلايل نامعينى و شايد در آشوبهاى خونين آن روزگار ، حيات چهارصد سالهء اين خاندان به پايان رسيد .
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به : الملل و النحل ، ص 87 .
( 2 ) . كشكول ، ج 1 ، ص 128 ؛ خلاصة الاشعار ، ورق 359 .
( 3 ) . قصص الخاقانى ، ص 390 - 391 .
( 4 ) . عرفات العاشقين ، ورق 169 .