اسمائند كه « تشريف » بدان اشارت است .
و اوّل ، مرتبهء « نبوّت » است و ثانى « رسالت » و ثالث « ولايت » . اين زمان هر يك از اين مراتب را بيان خواهد كرد و صور ظهور اسماء اربعه در آنجا نمود :
اوّلا مرتبهء « تصريف » آن اسماست و صور تحويلات در امثلهء وجوديّه ؛ و اين از مقام حافظان سررشتهء
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ
[ است ] كه ( 42 ب ) نفس شريفشان بر محافظت حقوق موالات اين اسماء مذكوره مواظب بوده [ تا ] غبار تفرقهء كثرت ، حجاب وجه وحدت نشان محبوبشان نشود .
[ 549 ] از روى « كلام » ، مغنّيان و گويندگان اشعار افتخارند كه « 1 » « أنا من أهوى و من أهوى أنا » ؛
و از روى « بصر » ، اعالى « 2 » مراكب تنبّه و ظهورند كه « 3 »
ميان روز ، شتر بر سر مناره رود * هر آنكه گويد كو كو بدان كه نابيناست
و از روى « سمع » ، مبادى آثار انبساط و بشاشت است « 4 » ؛ « بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى « 5 » » .
لو يسمعون كما سمعت حديثها * خرّوا لعزّة ركّعا و سجودا
و از روى « قوّت و قدرت » ، ابر باران امانى است كه مبدأ فيض و منشأ فتوح است . « 5 »
دل را چه كنم اگر نه جانت شمرد * ديده چه بود گرنه به رويت نگرد
از دست چه سود گر نه زلفت پيچد * وز پا چه اثر « 7 » گرنه به كويت گذرد
[ 550 ] و آخر ، مرتبهء « توقيف » آن اسماست كه آن عبارت از تمييز خصوصيّات هر يك « 8 » است و ربط رقايق ظهور ايشان به مواطن صدور ؛ و اين معنى « 9 » از كسى صادر تواند شد كه عقد تمييز آثار
وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَ أَعَدَّ
هامش
( 1 ) . فر : + ع .
( 2 ) . تب : عالى .
( 3 ) . فر : + بيت .
( 4 ) . فر : + ع .
( 5 ) . فر : + شعر .
( 7 ) . تب : هنر .
( 8 ) . ال : يكى .
( 9 ) . فر ندارد .