- گاهى نيز فعل كمكى به قرينه با فاصلهء زياد حذف مىشود :
« اين زمان هر يك از اين مراتب را بيان خواهد كرد و صور ظهور اسماء اربعه در آنجا نمود . » « 1 »
- ميان اجزاى فعل مركب معمولا فاصله مىافتد :
« مجاهده در سلوك ، با نفس خويش كن . » « 2 »
« پس تو كه مستر شدى ، اگر دم از ارادت از من مىزنى و از اين منهل آرزوى آبخور دارى . . . » « 3 »
- گاهى براى اسم مفرد غير جاندار ، فعل جمع مىآيد :
« بر خاطر او خطور كند ، بدون آنكه صفتى يا حكمى از احكام عايقه مانع شوند . » « 4 » و گاهى براى همان نوع اسم در حالت جمع ، فعل مفرد به كار مىرود :
آن اسماء بود كه ظاهر گشته بود بر خودم به سبب اين نفس ناطقه ، كه تراكم حجب اكوان او و غواشى امكان مستور و مختفى گشتهاند در او . » « 5 »
- مىتوان به ندرت فعل شرطى را ساخته شده از مادهء ماضى + ضمير متصل + « ى » شناسهء فعل شرطى ديد :
« اگر چنان بودى كه نفوس ناطقه پيشتر از تجريد جنود خواب ، لذاتها مجرد بودى ، تو نيز همچو من آن حقايق غريبه مشاهده كردتى . » « 6 »
- جملات معترضهء پىدرپى كه ناشى از اطنابجويى نويسندگان اين دوره است و موجب دورى از مطلب اصلى و پيچيدگى كلام مىگردد ، در شرح نظم الدّر فراوان است و مشكل زمانى چند برابر مىشود كه برخى مسامحههاى دستورى نيز در آنها راه پيدا مىكند ؛ مثلا ترتيب دستورى واژهها درهم مىريزد ، اجزاى افعال مركب از هم جدا مىشود و « را » ى زايد در ميانشان راه مىيابد و سرانجام جملات طويل بدون فعل رها مىشوند ؛ گويا خود نويسنده نيز مقصود را گم مىكند :
« . . . اگر در گوش قابليت ايشان ، از اين نقود تمام عيار ، حلقهاى كشم و حال آنكه مرا از
هامش
( 1 ) . شرح بيت 548 .
( 2 ) . شرح بيت 235 .
( 3 ) . شرح بيت 650 .
( 4 ) . شرح بيت 137 .
( 5 ) . شرح بيت 261 .
( 6 ) . شرح بيت 671 .