- حرف ربط مركب « چنانچه » به جاى « چنان كه » به كار مىرود و اين در سراسر شرح نظم الدّر شايع است :
« در اين موطن جمعيت نضارت ، از آن حضرت محظوظ شدم از حيثيت حواس بىواسطهء مزاحمت ايشان ، چنانچه از حيثيت بصر و روى نظر در آن آيينه من خود را به خود نمودم بىمزاحمت چيزى ديگر . » « 1 »
- گاهى با تركيب اضافهاى كه در آن « را » به جاى كسرهء اضافه به كار رفته است ، ضمير متصل را هم افزوده مىتوان ديد :
« ديگران را از ترس مرگ ، اركان وجودشان متزلزل و ويران مىشود . « 2 » »
- كلمهء « همه » پيش از اسم ، بر خلاف امروز بدون « يا » ى نشانهء اضافه نوشته مىشود ؛ اما به ندرت آن را به صورت اضافه نيز مىتوان مشاهده كرد :
« چنانچه او احاطت جميع محاسن كرده ، عاشق نيز همهء شوقها جمع دارد . و چنان كه او همه شيوههاى غنج و دلال ، زيور و حلىّ جمال كرده بر تخت ناز نشسته ، عاشق نيز همه دردها و المها بر جان پژمان و دل بريان نهاده در خاك نياز افتاده . و چنانچه او همه خدنگهاى قهر را در كمان جفا نهاده ، عاشق نيز به همگى خود ، همه را هدف وفا گشته » « 3 »
- « با » ى تأكيد بر سر افعال ، كم به كار رفته و در اين مورد به زبان امروز نزديكتر است :
« برخيز و شاهراه عشق را به خطوات سعى و كوشش بپيماى ؛ نه آنكه طالب نشاط باشى و متوقف شده در اين طلب نشينى و به بهانهء عجزى كه مفوّت مقاصد و مضيّع مطالب است ، تقاعد نمايى . » « 4 »
- فعل كمكى در سوم شخص مفرد ، غالبا بدون قرينه حذف مىشود :
« در هر عضوى از اعضاى عاشق ، دو قوّت ظاهر شده ؛ يكى از روى انبساط جمالى حكم بر پيش آمدن مىكند و سلسلهء شوق جنبانيدن ، و ديگرى از طرف انقباض جلالى دور باش امتناع و احجام كشيده و به دست رهبت و هيبت داده تا از حريم انبساط دور مىگرداند . » « 5 »
هامش
( 1 ) . شرح بيت 526 - 527 .
( 2 ) . شرح بيت 110 .
( 3 ) . شرح بيت 374 .
( 4 ) . شرح بيت 179 .
( 5 ) . شرح بيت 139 .