اين دو سؤال كه به صورت رمز و ايماء بيان شدهاند ، بيانگر آن است كه صوفيان به زبان رمز تصورات خود را دربارهء خدا و كائنات و كشفهاى خود بيان مىكنند ، و شيخ شبسترى در اين باب نيز چنان كه گذشت ، موفق است و با بيانى زيبا و شاعرانه به تأويل و تفسير آنها مىپردازد .
هر آن چيزى كه در عالم عيان است * چو عكسى ز آفتاب آن جهان است
جهان خود جمله امر اعتبارى است * كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست
تجلى گه جمال و گه جلال است * رخ و زلف آن معانى را مثال است
صفات حق تعالى لطف و قهر است * رخ و زلف بتان را ز آن دو بهر است . . .
شراب و شمع و شاهد عين معنى است * كه در هر صورتى او را تجلى است . . .
. . . خراباتى شدن از خود رهايى است * خودى كفر است اگر خود پارسايى است
نشانى دادهاند اهل خرابات * كه التوحيد اسقاط الاضافات . . .
و سرانجام در پاسخ سؤال پانزدهم كه مىپرسد ؛
« بت و زنّار و ترسايى در اين كوى * همه كفر است ورنه چيست بر گوى »
توضيحى مفصل مىدهد كه خلاصه آن ، اين است كه صوفيان در همه اديان جوهر يگانه دين را مىبينند .
ب - صاين الدين تركه و شرح گلشن راز ؛
قبل از بحث درباره « شرح گلشن راز » ، نخست مختصرى دربارهء شرح احوال و زندگى صاين الدين تركه بيان مىشود ، سپس به معرفى شرح گلشن راز وى مىپردازيم .