تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
شرح
( 222 ) - ل ،چه بحر است آنكه نطقش ساحل آمد * ز قعر او چه گوهر حاصل آمد. ( 223 ) - الحج / 11 . ( 224 ) - الاعراف / 179 . ( 225 ) - كليات عراقى ، ص 277 . ( 226 ) - ل ،نه علم است آنكه دارد ميل دينى * كه صورت دارد امّا نيست معنى. ( 227 ) - فصلت / 53 . ( 228 ) - الاسراء / 1 . ( 229 ) - ل ،شجاع و صافى از ذلّ و تكبر * مبرا ذاتش از جبن و تهور. ( 230 ) - الحجر / 29 . ( 231 ) - ل ،نه پيوندى كه از تركيب اجز است * كه روح از وصف جسميت مبر است. ( 232 ) - ل ،شعاع جان سوى تن وقت تعديل * چو خورشيد و زمين آمد به تمثيل. ( 233 ) - ل ،از ايشان مى پديد آيد فصاحت * علوم و نطق و اخلاق و صباحت. ( 234 ) - ل ،ولّى و شاه و درويش و توانگر * همه در تحت حكم او مسخر. ( 235 ) - ل ،وجود كل ز كثرت گشت ظاهر * كه او در وحدت جزو است ساير. ( 236 ) - ل ،عرض شد هستيى كان اجتماعى است * عرض سوى عدم بالذات ساعى است.