اما نصيحت ولايتى است كه منشور آن جز از حضرت مصطفى - صلى « 1 » اللّه عليه و سلم - ننويسد ، و وى گفته است : « تركت فيكم واعظين صامتا و ناطقا الصامت الموت و الناطق القرآن » . نگاه كن تا اين نصيحتگر « 2 » خاموش به زبان حال چه مىگويد ، و آن نصيحتگر گويا به زبان گفتار « 3 » چه مىگويد . مرگ خاموش چنين مىگويد كه هركه آفريدهايد بدانيد كه من در كمين شمايم ، و كمين ناگاه گشايم . و از پيش ، هيچ رسول نفرستم . و اگر خواهيد كه دست عمل من ببينيد ، با همه گفتهام كه با همه چه خواهم « 4 » كرد . ملك بايد كه در ملوك گذشته نگرد ، و امرا در امراى گذشته . سلطان ملكشاه و الپارسلان و طغرل - رحمهم اللّه - كه از زير خاك به زبان حال منادى مىكنند ، كه « يا ملك ، يا قرة العين » ، يا فرزند عزيز ، زنهار ، زنهار كه اگر بدانى كه ما فرا چه سر كارى رسيدهايم ، و چه كارهاى ملوك بديديم ، هرگز يك شب بنخسبى و در رعيت تو يك « 5 » كس مظلوم و گرسنه ؛ و به كام خويش هيچ نپوشى ، و در رعيت تو يك تن برهنه ؛ و هيچ خزانه ننهى ، مگر آنكه در قيامت بر تو عرضه كنند . و كردار تو بر تو عرضه خواهند كرد . و خزانهء دنيا دشمنان بخواهند « 6 » برد . و دريغ باشد كه نصيب تو « 7 » از خزاين تو پاسبانى بيش نبود .
اما نصيحت از قرآن چنين مىفرمايد :
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ، وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »
. هرچه خواهى بكن ، كه همه در قيامت ذرهذره بازبينى . و در خبر است كه شبانروزى كه بيست و چهار ساعت است آن همه بر بنده عرض كنند در قيامت بر صورت بيست و چهار خزانه . يكى بيند از خزاين پرضيا و نور . و آن ساعتى « 8 » باشد كه به طاعتى مشغول شده « 9 » باشد .
هامش
( 1 ) - م 2 : صلعم .
( 2 ) - از : اين نصيحت تا و آن ، از نسخهء « ب » افتاده است .
( 3 ) - دم : نصيحتگر گويا به زبان حال .
( 4 ) - دم : با همه چه خواهم ، ملك بايد .
( 5 ) - ب : يكى مظلوم .
( 6 ) - ب : نخواهند و دريغ .
( 7 ) - ب :
تو جز پاسيبانى .
( 8 ) - ب : و آن ساعتى كه بطاعتى .
( 9 ) - ب : بوده .