اشارت فرموده . يعنى معبود در اين مقام مانند مرئى مشاهد گردد ، « 1 » چنانچه خاصهء عالم مثال است كه او مشابه محسوسات است در صورت . و اين مقام را سعتى عظيم است ؛ و بيشتر مشايخ متصوفه در اين مقام حط رحال طلب كرده مقيم مىشوند ، چنانچه صاحب فتوحات مكى يكى از بزرگان مشايخ « 2 » را گويد در اين مقام يافتيم « 3 » . انشاءالله گذشته باشد .
و مرتبهاى كه بعد از اين سالك را حاصل مىشود ، مرتبهء يقين علمى است و فناى ذاتى . و فحواى « فان لم تكن تراه » بدان دلالت مىكند . و اين مرتبه نيز ذو عرضى عريض « 4 » واقع گشته . مبادى بوادى سرحدش آن است كه اهالى براهين عقلى به دلالت رفيق توفيق و همراهى ذوق اصلى ، بدان رسيدهاند . و نهايتش مقام قرب نوافل است كه از جلايل مقامات مشاهده است . و تحقيق اين سخنان از اصول شرحى حرفى فهم شود در كتاب « اصباح » . چندى از آن روشن شده ، « وفقنا اللّه لاتمامه » . و بعد از اين مرتبه قرب فرائض است كه فحواى فرمودهء « فانه يراك » بدان اشارت كرده . و ببايد دانست كه اينها همه كه گفته مىشود شمهاى از شمايم بستان حكمت اين سخنان است و قطرهاى از بحر معانى او ، چه اينقدر نيز حوصلهء ابناى زمان كمتر تحمل خواهد كرد « 5 » .
اينكه مىگويم زبور فارسى است « 6 » * فهم آن نى حد مرد پارساست
« قال : فاخبرنى عن الساعة . قال : ما المسئول عنها به اعلم من السائل » يعنى آن مرد كه ظاهر شده بود سؤال كرد و گفت : « بعد از اين مرا خبر كن از ساعت » . حضرت رسالت - صلى « 7 » اللّه عليه و سلم - جواب داد « 8 » و گفت : « آن
هامش
( 1 ) - م 2 : كرد .
( 2 ) - و هو الشيخ شهاب الدين عمر السهروردى ( حاشيه نسخه اصل و نسخه دم ) .
( 3 ) - م 2 - دم : يافتم .
( 4 ) - ب : ذو عوض عرض .
( 5 ) - ب : بود .
( 6 ) - م 2 : پارسى است .
( 7 ) - م 2 : صلعم . - ب : حضرت رسالت جواب داد .
( 8 ) - ب : داد گفت .