[ مقدمه ]
ب س م / ا ل ل ه / ا ل ر ح م ن / ا ل ر ح ى م 102 66 329 289 حمد بىحد و سپاس بىقياس مالك الملكى را كه پويندگان جهان نمايش يكسر بر در بارگاه جلالش دست نياز بر سينهء فروتنى نهاده به پاى بندگى ايستادهاند . « 1 » و جويندگان گوهر دانش كه سرآمدهء اين گروهاند و يا بندهء شاهراه آگاهى در بر خاكساران آستان حرمسراى جمالش « 2 » هم به تكاپوى پرسش و پرستشاند . « 3 »
چه تارى و روشن چه بالا و پست * گواه است بر هستيش هرچه هست « 4 »
دور و نزديك در رهش پويان * وحده لا شريك له گويان
و صلات صلوات نثار خاك پاك نمايندگان آن راه كه برگزيدگان بارگاه كبريااند ، على الخصوص سرخيل آن زمرهء صفا اعنى محمد مصطفى و آل باكمالش ، كه هرچند در سلك زمان شخص گرانمايهاش جوهر باز پسين شده ، و ليكن در گزين گاه تميّز ذاتى او است كه اولا برداشتهء دست قبول آمده و ديگران براى بنياد قصر كمالش پيشتر از او در عالم نمايش پيدا شدهاند و هويدا گشته . « 5 »
گرچه پيشند انبيا چه غم است * پيشى صفر بيشى رقم است
اما بعد ، باعث بر نبشتن اين رساله دو چيز شد : يكى آنكه در قرآن مجيد كه آيينهء مقصودنماى هر صادقى است كه قاصد سرحد مراد باشد ، چنان يافت كه حق تعالى حكايت فرمود از زبان هود - عليه السلام - كه او گواه گرفت
هامش
( 1 ) - ب : ايستادهاند جويندگان .
( 2 ) - ب : جمالش به تكاپوى .
( 3 ) - ب : بيت .
( 4 ) - ب : بيت .
( 5 ) - ب : بيت .