اشارت به كمال اظهار باشد كه منصب خاص خاتم النبوة خواهد بود . و اگر منتهى به تحيات سلامى مىشود و مستتبع انبساط وجه مذكور و انكشاف سرّ مكنون كه تمام مراد است ، اشارت به كمال اشعار باشد كه منصب خاتم الولايه است .
اين است تحقيق معنى اركان نماز بر وجهى كه زبان حكمت مفصح از آن باشد در اين وقت ، چه اين اركان مذكوره را به حسب هر اصلى از اصول كتابى و حكمى كه مترقيان مراتب شأن انسانى بدان متحققاند زبانى « 1 » خاص هست كه بيان از حقايق آن مىكند به حسب بلندى و پستى آن مرتبه ، و ليكن چون اين وجه حكمى باوجود آنكه محتوى بر بسى دقايق است از مدارك اهل فطنت و واقفان اصول حكمت دور نبود ، آن را مقدم داشت « 2 » .
حديث با تو بهاندازهء تو بايد گفت * كه گر بلند كنم اندكى گران شنوى
هرآينه واجب شد كه وجهى چند ديگر كه زبان وقت بدان مسامحت نموده بيان كرده شود تا هر طالبى از اين « 3 » مايدهء لذايذ حقايق آنچه ذائقهء ادراكش را خوش آيد ، خوراى « 4 » غاذيهء استعداد خود سازد « 5 » .
هرچه مرا ذوق گفت با تو بگويم * تا تو كدامين به ذوق خويش بفهمى
از آن جمله وجهى است حكمى از آن هويداتر كه زبان مناسبات عقلى بدان گوياست ، چه در پيشترك بيان كرده شد كه نماز صورت جمعيت هر عبادتى است كه عابدان صوامع قدس و مجامع انس بدان بندگى مىكنند « كل كلى بكل كلك مشغول » « 6 » .
روى جمله بندگيهاى جهان آمد نماز * هركه آن را پايدارى كرد آمد سرفراز
و اول صورتى كه سابقان ميدان عبادت بدان راه بندگى مىسپرند تسبيح و تقديس ملاء اعلى و ملائكهء مقربين است ، و ركن قيام اشارت بدان نوع
هامش
( 1 ) - ب : متحققاند زمانى .
( 2 ) - ب : بيت .
( 3 ) - ب : مادهء .
( 4 ) - ب : خورائى .
( 5 ) - ب : بيت .
( 6 ) - ب : بيت .