يا جانب تبريز رو وز شمس دين محظوظ شو * يا از زبان صادقان از صدق بنما باورى
و اركانى كه بعد از اين است اشارت به كمال اظهار و اشعار خواهد بود كه خاصهء انسانى است . چنانچه فحواى فرمودهء :
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ »
بدان مفصح است . چه بر واقفان اصول حكمى پوشيده نماند كه تطور به مراتب اظهار « 1 » بىتلبس به ملابس « 2 » جعلى صورت نبندد . يعنى اظهار حقايق و معارف كه انبياى مرسل در صدد آنند بىآنكه « 3 » وضع صور حسى كنند « 4 » و در طى هر يكى « 5 » از آن « 6 » اوضاع قولى و فعلى چندى از آن « 7 » حقايق درج فرمايند « 8 » متمشى نتواند گشت ، هرآينه غيبتى « 9 » ديگر « 10 » آن وجه مذكور را لازم باشد در « 11 » مستجنّ محسوسات و مكامن صور شرعيه « 12 » .
اختفائى ضرورت است اينجا * تا برون آيد آن « 13 » لباب از پوست
پس سجدهء دوم اشارت به اختفاى وجه « 14 » است در اين صور محسوسهء وضعى اظهارى ، چنانچه اول در صور محسوسهء طبيعى ظهورى . و چون مقرر است كه ملاقات ارض استعداد كه ركن سجده منطوى بر آن است و اشارت به همان موجب كسب مواد ازدياد مىشود ، هرآينه اين سجدهء اخير « 15 » يكى از دوگونه كمال به زبان اشارت لازم باشد او را : يا مثمر كمال اظهار خواهد بود يا « 16 » مفيد كمال اشعار ، چه اگر اين سجدهء مذكور از آنهاست كه باز منتهى به فاتحهء كلامى مىشود و بنياد دور ظهور و اظهار از سر مىگيرد ، چنانچه مؤداى فرمودهء :
« ان الزمان قد استدار كهيئته يوم خلق « 17 » اللّه السماوات و الارض » است « 18 »
هامش
( 1 ) - ب : اظهارى .
( 2 ) - ب : جعل .
( 3 ) - ب : بىاول آنكه .
( 4 ) - ب : كند .
( 5 ) - دم : هريك .
( 6 ) - ب : از اين .
( 7 ) - ب : از اين .
( 8 ) - ب : فرمايد .
( 9 ) - ن : هرآينه خيبتى .
( 10 ) - ب : نيز آن وجه .
( 11 ) - ب : در مستعسن به محسوسات .
( 12 ) - ب : بيت .
( 13 ) - ب : اين .
( 14 ) - ب : جهت .
( 15 ) - ب : آخر .
( 16 ) - ب : مقيد .
( 17 ) - ن : خلق السموات .
( 18 ) - ب : و الارض ، اشاره ،