چنان كه گفتيم در سال 822 ابو نصر به همراه پدر به سفر حج رفت . نايب الصدر شيرازى مىنويسد : « ابو نصر پارسا در مدينهء طيبه به خدمت شاه نعمة اللّه ولى رسيده و صحبت نموده » « 1 » . اگر اين قول صحت داشته باشد ، بايد اين ملاقات در همان سال 822 اتفاق افتاده باشد . و ظاهرا در آن سال ( 822 ) سيد نعمة اللّه ولى هم در مدينه بوده است ، چه جامى مىنويسد : « چون خبر ايشان ( خبر مرگ محمد پارسا ) كه در مدينهء رسول اللّه نقل كردند ، به بعضى از اكابر عجم رسيد ، اين عبارت فرمودند كه : آنجا بازيد كه از آنجا تازيد » « 2 » ، و عبد الغفور لارى در مشكلات نفحات الانس « 3 » نوشته است : مراد از بعضى از اكابر عجم ، سيد نعمة اللّه است . بنابراين شاه نعمة اللّه در سال 822 در مدينه بوده و ابو نصر هم ممكن است درين سال با او ملاقات كرده باشد .
وفات خواجه ابو نصر پارسا در 865 اتفاق افتاده است و خاكش در بلخ است « 4 » . و « سر خدا » را ماده تاريخ وفاتش يافتهاند « 5 » . در مرثيهء او سيد كمال گچكولى ( يا : كجعل ) از شعراى بلخ قصيدهيى گفته بوده كه از بسيارى مصراعها تاريخ فوت ابو نصر استخراج مىشده است « 6 » .
قدسيه
1 ) بررسى
رسالهء قدسيه مجموعهيى است از سخنان خواجه بهاء الدين نقشبند كه « در مجالس صحبت » از زبان او مىگذشته است ، يا بقول محمد پارسا « بر زبان مبارك
هامش
- بخارى و مسلم مىنموده و حضرت خواجه به جهت ايشان اجازت روايت حديث نوشتهاند » ( رشحات / 174 )
( 1 ) - طرائق الحقائق 3 / 68 .
( 2 ) - نفحات / 395 .
( 3 ) - نسخهء قونيه شمارهء 5611 ( ميكروفيلم دانشگاه تهران 14 ) ورقa40 .
( 4 ) - نفحات / 397
( 5 ) - رشحات / 64 . حبيب السير 4 / 5 .
( 6 ) - مجالس النفائس / 35 ، 207 .