9 . وقوف زمانى ،
يعنى آنكه سالك همه وقت بر احوال خود وقوف و آگاهى داشته باشد . بهاء الدين نقشبند در شرح اين كلمه گفته است : « وقوف زمانى كه كار گزارندهء روندهء راه است ، آنست كه بنده واقف احوال خود باشد كه در هر زمانى صفت و حال او چيست ، موجب شكر است يا موجب عذر « 1 » » . و نيز گفته است : « بناى كار سالك را در وقوف زمانى بر ساعت نهادهاند ، كه دريابندهء نفس شود كه بر حضور مىگذرد يا به غفلت » « 1 » .
مولانا يعقوب چرخى در شرح اسماء اللّه گويد : « حضرت خواجه قدس اللّه سره در قبض استغفار امر مىكردند ، و در بسط بشكر مىفرمودند ؛ كه رعايت اين دو حال وقوف زمانى است » « 2 » .
وقوف زمانى در طريقهء نقشبنديه معادل است با اصطلاح « محاسبه » نزد صوفيان ديگر . جامى در رسالهء نوريه مىگويد : « وقوف زمانى عبارت از محاسبهء اوقاتست كه بتفرقه مىگذرد يا بجمعيت » « 3 » .
10 . وقوف عددى ،
عبارتست از رعايت عدد فرد در ذكر . يعنى ذاكر در يك نفس سه يا پنج يا هفت يا بيست و يك بار ذكر گويد . و بتعريف جامى وقوف عددى « ملاحظهء عدد ذكر است كه نتيجه مىدهد يا نه » « 4 » .
به گفتهء بهاء الدين نقشبند « رعايت عدد در ذكر قلبى براى جمع خواطر متفرقه است » « 5 » .
علاء الدين عطار مىگويد : « در ذكر بسيار گفتن شرط نيست ، بايد كه هرچه گويد از سر وقوف و حضور باشد تا فايده بر آن مترتب شود » « 6 » .
« و در ذكر قلبى چون عدد از بيست و يك بگذرد و اثر ظاهر نشود ، دليل باشد بر بىحاصل آن عمل . و اثر آن ذكر آن بود كه : در زمان نفى ، وجود بشريت
هامش
( 1 ) - رشحات / 26 .
( 2 ) - اصول نقشبنديه /b60 .
( 3 ) - رسالهء نوريه . نسخهء دار الكتب المصرية به نشانهء « 14 مجاميع فارسى طلعت » ورقb119 .
( 4 ) - ايضا /b119 .
( 5 ) - قدسيه / 29 .
( 6 ) - رشحات / 26 .