خسى بر آبى جارى افتاده است و آب را از جريان باز نمىدارد . و نيز علاء الدين غجدوانى ( از اصحاب و خلفاى بهاء الدين نقشبند ) گفته است كه : چنان نيست كه هرگز خاطرى بر دل نگذرد ؛ بل كه گاه مىآيد و گاه نمىآيد . و مؤيد اين سخن ، كلام علاء الدين عطار است كه مىگويد : انتفاء خواطر متعسر بل متعذر است ، و من بيست سال قلبم را از خواطر حفظ كردم ، ولى سپس خواطر بدان درآمد ، اما قرارى نيافت « 1 » .
8 . يادداشت ،
عبارتست از دوام آگاهى به حق بر سبيل ذوق « 2 » . و به عبارت ديگر : « التوجه الصرف المجرد عن الالفاظ الى مشاهدة انوار الذات الاحدية « 3 » » .
« مشاهده » را كه استيلاء شهود حق است بر دل بتوسط حب ذاتى ، كنايه از حصول « يادداشت » دانستهاند « 4 » .
عبيد اللّه احرار دربارهء « يادداشت » چند تعريف دارد ، مىگويد : « يادداشت عبارت از دوام آگاهى است به جناب حق سبحانه » و « يادداشت عبارت از استيلاء شهود حق است سبحانه بتوسط حب ذاتى » و نيز « يادداشت عبارت از حضور بىغيب » « 5 » .
برخى يادداشت را مقيد به هنگام ذكر دانستهاند و گفتهاند : « يادداشت آنست كه ذاكر بهنگام ذكر نفى و اثبات دل را در حضور مذكور نگاه دارد » « 6 » .
در تعريفى ديگر ، عبيد اللّه احرار يادداشت را رسوخ بازگشت و نگاهداشت دانسته است : « ياد كرد عبارت از تكلف است در ذكر . و بازگشت عبارت از رجوع است به حق سبحانه بر اين وجه كه هر بار كلمهء طيبه را گويند از عقب آن به دل انديشد كه خداوندا مقصود من تويى . و نگاهداشت عبارت از محافظت اين رجوع است بىگفت زبان . و يادداشت عبارت از رسوخ است در نگاهداشت » « 7 » .
هامش
( 1 ) - الحدائق الوردية / 117 .
( 2 ) - رشحات / 25 .
( 3 ) - تنوير القلوب / 507 .
( 4 ) - رشحات / 25 .
( 5 ) - اصول نقشبنديهa60 .
( 6 ) - الحدائق الوردية / 117 . الانوار القدسية / 118 .
( 7 ) - رشحات / 25 . مناهج السير / 37 .