غفلت و پراكندگى به خلوتخانهء دل راه نيابد . به ظاهر با خلق و به باطن با حق باشد ، كه مضمون الصوفى هو الكائن البائن است » « 1 » .
خواجه اولياى كبير - از خلفاى عبد الخالق غجدوانى - در شرح خلوت در انجمن گفته است : « خلوت در انجمن آنست كه اشتغال و استغراق و ذكر به مرتبهيى رسد كه اگر به بازار درآيد ، هيچ سخن و آواز نشنود ؛ بسبب استيلاء ذكر بر حقيقت دل » « 2 » .
اين سخن معروف از خواجه عبد الخالق غجدوانى است كه « در شيخى دربند و در يارى گشاى ، در خلوت را دربند و در صحبت را گشاى » « 3 » .
و خواجه بهاء الدين گفته است : « طريقهء ما صحبت است . در خلوت شهرت است ، و در شهرت آفت . خيريت در جمعيت است و جمعيت در صحبت ؛ به شرط نفى بودن در يك ديگر » « 4 » .
به هنگامى كه بهاء الدين در راه سفر حج به هرات رسيد و امير معز الدين حسين مجلسى از براى او آراست ، در آن مجلس امير از خواجه پرسيد : « چون حضرت شما را ذكر جهر و خلوت و سماع نيست ، طريقهء شما چيست ؟ فرمودند : سخن خانوادهء خواجه عبد الخالق غجدوانى است قدس سره كه خلوت در انجمن ؛ و ما متابع ايشانيم . پرسيدند : خلوت در انجمن چه باشد ؟ فرمودند : به ظاهر با خلق بودن و به باطن با حق بودن . ملك تعجب كرد و گفت : اين معنى ميسر شود ؟ ! . حضرت خواجه ( قد ) فرمودند : حق تبارك و تعالى در كلام مجيد مىفرمايد :
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
« 5 » .
مجدد الف ثانى گويد : خلوت در انجمن متفرع از سفر در وطن است . چه اگر سفر در وطن ميسر شد ، خلوت در جلوت نيز راست آيد . و سالك در تفرقهء جلوت ، در وطن خلوت سفر مىكند . و تفرقهء آفاق را در حجرهء انفس راهى نيست « 6 » .
هامش
( 1 ) - مناهج السير / 35 .
( 2 ) - رشحات / 23 ، 29 .
( 3 ) - قدسيه / 54 . رشحات / 144 ، 252 .
( 4 ) - نفحات / 387 .
( 5 ) - انيس الطالبين /a53 -a54 .
( 6 ) - الحدائق الوردية / 116 . الانوار القدسية / 116 .