كلمات مىپردازيم « 1 » :
1 . هوش در دم ،
عبارتست از « حفظ النفس عن الغفلة عند دخوله و خروجه و بينهما ، ليكون قلبه حاضرا مع اللّه فى جميع الانفاس » « 2 » . يعنى كه « هر نفسى كه از درون برآيد ، بايد كه از سر حضور و آگاهى باشد و غفلت به آن راه نيابد » « 3 »
از كلمات بهاء الدين است كه « بناى كار سالك را بر ساعت كردهاند ، تا دريابندهء نفس شود كه بحضور مىگذرد يا به غفلت » . و نيز : « بناى كار را درين راه بر نفس مىبايد كرد . چنان كه اشتغال به وظيفهء زمان حال از تذكر ماضى و تفكر در مستقبل مشغول گرداند و نفس را نگذارد تا ضايع گذرد » « 4 » .
سعد الدين كاشغرى گفته است : « هوش در دم يعنى انتقال از نفسى به نفسى مىبايد كه از سر غفلت نباشد ، و از سر حضور باشد . و هر نفسى كه مىزند از حق خالى و غافل نباشد » « 5 » .
علاء الدين آپيزى ( متوفى 892 ) - از اصحاب سعد الدين كاشغرى و عبد الرحمن جامى - گويد : « در طريقهء خواجگان هوش در دم اصل اعظم است .
اگر دمى به غفلت گذرد ، آن را گناه بزرگ دانند ؛ تا حدى كه بعضى كفر شمرند » « 6 » .
2 . نظر بر قدم .
سعد الدين كاشغرى در معنى آن گفته است كه « نظر بر قدم يعنى كه سالك در رفتن و آمدن نظر او بر پشت پاى او مىبايد ، تا نظر او پراكنده نشود و به جايى كه نمىبايد نيفتد » « 7 » . زيرا كه مبتدى چون نظرش به نقوش و الوان اطراف خود افتد ، حالش از خود مىگردد و تباه مىشود و از رسيدن به مقصود باز
هامش
( 1 ) - در شرح و بيان اين كلمات ، از براى اختصار به نقل اقوال نقشبنديان بسنده كرديم . و از مقارنه و تطبيق اين كلمات با اقوال مشايخ سلف و نقل سخنان آنان در اين ابواب ديده پوشيديم .
( 2 ) - تنوير القلوب فى معاملة علام الغيوب : محمد امين الكردى ( قاهره 1372 ) / 506 .
( 3 ) - رشحات / 21 .
( 4 ) - انيس الطالبين /b31 .
( 5 ) - رشحات / 21 .
( 6 ) - رشحات / 182 .
( 7 ) - اصول نقشبنديه : فخر الدين على بن حسين كاشفى . ( نسخهء كتابخانه ملى پاريس -896 . sreP . lppuS) ورقa5 .