ص 1 س 3 - 4 . دليل وجود . . . شهود او -
اين عبارت مأخوذ است از مصباح الهدايه از فصل دوم ( در توحيد ذات و تنزيه صفات ) كه مىگويد : « فىالجمله هر چه در عقل و فهم و وهم و حواس و قياس گنجد ، ذات خداوند سبحانه از آن منزه و مقدس است . چه اين همه محدثاتاند و محدث جز ادراك محدث نتواند كرد . دليل وجود او هم وجود اوست و برهان شهود او هم شهود او » ( مصباح الهدايه و مفتاح الكفايه : عز الدين محمود كاشانى ، تصحيح استاد جلال الدين همايى . طهران 1325 . ص 18 )
ص 2 س 5 . و ان لقاى . . . قيل و قال -
مثنوى مولوى 1 ( دفتر اول ) / 8 . ضبط بيت در مثنوى چنين است :
اى لقاى تو جواب هر سؤال * مشكل از تو حل شود بىقيلوقال
ص 2 س 6 . و على تفنن . . .
از ابن الفارض است ( ديوان . بيروت ، دار صادر ، 1962 . ص 154 ) در قصيدهيى بمطلع
قلبى يحدثنى بانك متلفى * روحى فداك عرفت ام لم تعرف
ص 3 س 3 . قوى -
در اينجا « قوى » قيد است . استعمال « قوى » به صورت قيد و صفت در متون ديگر قرن نهم و دهم نيز ديده مىشود :
« حال من ديگر شد و قوى اميدوار شدم » ( انيس الطالبين ورق
a
7 )