تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
نفى خواطر . و عادت كردن بازداشت نفس سبب وجدان حلاوت عظيمه است در ذكر و واسطهء بسيارى از فوائد ديگر . و حضرت خواجهء ما - قدس اللّه روحه - در ذكر ، بازداشتن نفس را لازم نمىشمردند ؛ چنان كه رعايت عدد را لازم نمىشمردند . اما رعايت « وقوف قلبى » را مهم‌تر مىداشتند و لازم مىشمردند ؛ زيرا كه خلاصهء آنچه مقصودست از ذكر ، وقوف قلبى است . و بواسطهء مطالعهء جميع مكونات و محدثات به نظر فنا ، و مشاهدهء وجود قديم - سبحانه و تعالى - به نظر بقا ، و ملازمت برين معنى ، صورت حقيقت توحيد در دل ذاكر قرار گيرد ، و چشم بصيرت وى گشاده گردد ؛ تا او را ميان شرع و عقل و توحيد هيچ تناقض نماند . و درين مقام ، ذكر صفت لازم دل گردد . و بعد از آن به جايى رسد كه حقيقت ذكر با جوهر دل يكى شود ، و هيچ انديشهء غير نماند . و ذاكر در ذكر ، و ذكر در مذكور فانى گردد . و چون بارگاه دل از زحمت اغيار خالى گردد ، و به حكم لا يسعنى ارضى و سمائى و لكنّ يسعنى قلب عبدى المؤمن . الحديث ، جمال سلطان « الّا اللّه » تجلّى نمايد ، بر حكم وعدهء «
أَذْكُرْكُمْ
» « * » مجرّد از لباس حرف و صوت ، خاصيّت
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
« * * » آشكارا شود ؛ و ذكر روح با ذاكرى روح و وجود او در بحر نامتناهى « اذكر كم » مستغرق و مستهلك گردد .
هامش
( * )« فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ »سورة البقرة ( 2 ) / 152 ( * * ) سورة القصص ( 28 ) / 88