تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
من حيث الاسم المتكلّم اظهارا للصّفات الكماليّة و وضعا بالنّعوت الجماليّة و الجلاليّة . و ذكر بىشرك خفى اكنون دست دهد . سرّ
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
« * » اكنون آشكارا گردد . ( بيت )
تا ز خود بشنود نه از من و تو * لمن الملك واحد القهّار
روح در بدايت فطرت اگر چه حق را - سبحانه و تعالى - به يگانگى دانست ، اما به يگانگى نشناخت . زيرا كه شناخت از شهود خيزد ، و شهود از وجود درست نيايد ، كه شهود ضد وجودست ، چون وجود روح پديد آمد ، عين وجود او دوگانگى ثابت كرد . و شرح اين اطنابى دارد . مقصود آنست كه اشارت شود به چيزى از معنى آنچه حضرت خواجهء ما - قدس اللّه روحه - فرموده‌اند در معنى « اذكر كم » : « ذكر حق - سبحانه و تعالى - بنده را توفيق ياد كردست بر آن مراتبى كه ذكر راست » يعنى : ذكر زبان و ذكر دل و ذكر روح و ذكر سر و ذكر خفى . دل واسطهء دو عالم جسمانى و روحانى است . و روح واسطهء دو عالم دل و سر است . و مرتبهء سر نزد طايفه‌يى از اهل اللّه برتر از مرتبهء روح و قلب است . و نزد طايفه‌يى برتر از مرتبهء قلب و فروتر از مرتبهء روح است . و به حقيقت سر عين روح و دل است . در نهايت مقام هر يك چون روح و
هامش
( * ) سورة آل عمران ( 3 ) / 18