تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
وسع دفع كند ، تا چون زمين دل از خار و خاشاك طبيعت خالى گردد ، شايستهء آن شود كه تخم ذكر درو پاشيدن گيرد . و اگر به يك صفت ذميمه بيش مبتلا نبود ، جهد دفع آن نيز كند . اگر چه اول در تصفيهء دل بايد كوشيدن ، در مبدأ به كلى به تبديل اخلاق نبايد مشغول شدن ؛ زيرا كه چون توجه به شرط حاصل آيد و بر مراقبه مداومت شود و تصفيهء دل دست دهد ، به امداد فيض حق - سبحانه و تعالى - چندانى تبديل اخلاق نفس و تحصيل صفات دل ميسر گردد كه به عمرها به مجاهده دست ندهد . و چون اين معنى به فيض فضل حق - سبحانه - بحاصل آيد ، به حد اعتدال و طريق صواب باشد ؛ و هر چه او را از رفتن راه مشغول دارد از پيش برگيرد ، زيرا كه نتوان رفت الا به دلى فارغ . و چون اين همه كرد ، مثل او چون كسى بود كه طهارت كرد . اكنون او را به امام حاجت بود كه به او اقتدا كند . و آن پير راه و كامل صاحب تصرف است . زيرا كه راه حق - سبحانه و تعالى - پوشيده است ، و راه شيطان به راه حق - عز و جلّ - آميخته . راه حق يكى است و راه باطل هزار .
وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
« * » ( بيت )
نيست ممكن در ره عشق اى پسر * راه بردن بىدليل و راهبر
رو بجو يار خدايى را تو زود * چون چنان كردى خدا يار تو بود
گر ز تنهايى تو نوميدى شوى * زير ظل يار خورشيدى شوى
هامش
( * ) سورة الانعام ( 6 ) / 153
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 32 | خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا ) / احمد طاهرى عراقى