عراقى :
هر بوى كه از مشك و قرنفل شنوى * از دولت آن زلف چو سنبل شنوى
چون نغمهء بلبل ز پى گل شنوى * گل گفته بود هرچه ز بلبل شنوى
مغربى :
هر نغمه كه از هزاردستان شنوى * آن را به حقيقت ز گلستان شنوى
هر ناله كه از بادهپرستان شنوى * آن مىگويد ولى ز مستان شنوى
عراقى :
چه خوش باشد كه دلدارم تو باشى * نديم و مونس و يارم تو باشى
مغربى :
تو مىخواهى كه تا تنها تو باشى * كس ديگر نباشد تا تو باشى
نمونههاى فراوان ديگرى نيز نشان مىدهد كه مغربى از نظر قالبهاى شعرى و مضامين عرفانى تحت تأثير عراقى بوده است .
شاه نعمت اللّه ولى در ترجيعبندى مغربى و عراقى را برابر هم قرار مىدهد و گويد :
جامى و شراب و رند و ساقى * هم مغربى و هم او عراقى
1 *
شبسترى و مغربى
شيخ محمود شبسترى ملقب به سعد الدين يا نجم الدين فرزند عبد الكريم در زمان گيخاتو به دنيا آمد و در عهد الجايتو و ابو سعيد از مشاهير متصوفه بوده است ، در قريه شبستر به دنيا آمد و تحصيلاتش را در تبريز انجام داد و در 720 ه در 33 سالگى درگذشته است او اضافه بر تبحر در علوم رسمى و احاطه كامل عقايد و آراء صوفيه در علم عرفان