تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

مغرب

- 60 - 178 - 401 - در اصطلاح صوفيان كنايت از جسم است و مشرق كنايت از جان . شرح گلشن راز ص 392

موج

5 - 9 - 505 - 540 - 572 عبارت از تجليات وجود مطلق است كه از هر مرتبه‌اى پديدار گردد و عالم و آدم همه امواج وجود مطلق‌اند . فرهنگ عرفانى سجادى 391

موى

453 - 711 - 875 - ظاهر هويت را گويند يعنى وجود كه همه كس را به معرفت وجود او علم حاصل است و بدان راه نيست . اصطلاحات عراقى 414

مى

- 239 - 280 - 630 - غلبات عشق را گويند با وجود اعمال كه سلامت باشد و اين اهل كمال را باشد كه خواص‌اند در توسط سلوك . اصطلاحات عراقى 416

نبوت

383 - 514 / عبارت از اخبار از حقايق الهيه است يعنى از معرفت ذات و اسماء و صفات . اصطلاحات عرفاى سجادى 395

نقاب

198 - 223 مانعى را گويند كه عاشق را به حكم ارادت معشوق از او باز دارد

نور

- 311 - 805 - 1011 هر وارد الهى كه از قلب آثار كون را دور مىكند اصطلاحات محيى الدين 89

وجد

279 - 1131 - حالتى را گويند كه در دل پيدا شود و باعث طلب گردد و آنچه از حالات غيبى به جهت شهود بر قلب ، وارد شود . اصطلاحات محيى الدين ص 3

وجود

109 - 171 - وجدان حق است ذات او بذات او بدين معنى حضرت جمع را حضرت وجود گفته‌اند . محيى الدين