سجاده
- 1323 - 1609 سر باطن را گويند و علامت صورت را نيز گويند .
اصطلاحات عراقى 419
سحق
- 206 ترجيع - بيخودى بنده را در جنب قهاريت حق گويند .
ابن عربى ص 5
سرّ
- 14 - 542 - جذبه الهى را گويند گاه سلوك بر او مقدم و گاه او بر سلوك
اصطلاحات عراقى 411
سواد اعظم
- 372 ترجيع - كنايه از فقر و فنا كليت است در خدا بهنحوى كه وجودى باقى نماند و فقر حقيقى و بازگشت عدم اصلى همين است .
اصطلاحات عرفانى سجادى ( 33 )
سيمرغ
21 - 16 - انسان كامل - رياض العارفين 400 - براى اطلاع بيشتر به منطق الطير عطار توضيحات استاد گوهرين ص 310 مراجعه شود
شاهد
270 - 620 - 633 - فروغ و روشنى نور ارواح است يعنى فروغ و روشنى نور تجلى است .
شرح گلشن راز 603
شب
82 - 416 - 765 - 805 - 862 - عالم غيب را گويند و بر عالم جبروت نيز اطلاق كنند كه اين عالم خطى است ممتد ميان وجود و عدم باشد
اصطلاحات عراقى 417
شراب
79 - 191 - 282 - شراب زجاجه است و زجاجه صور مظاهر حسيهاند كه حق در عالم مثال كه برزخ و شهادت و صورت و معنى است براى انس سالك در آن صور ظاهر مىشود كه تجليات افعالى است
شرح گلشن راز 602
شمع
805 - 1052 - 1166 - نور اللّه را گويند
اصطلاحات عراقى 417