باب هشتم در فضائل شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه ،
و واقعهها كه ائمه و متصوفه در بزرگى او ديدهاند و فراستها كه در فضائل و خصايل حميدهء او فرمودهاند ، قدّس اللّه روحه بدان ، رحمك اللّه ، كه در قرون ماضيه ، در هر گوشهاى بسيار از اولياى كرام و مشايخ عظام بودند كه اطراف عالم از انوار اسرار و معاملات و حالات ايشان منوّر و مزيّن بوده است و به سبب مصاحبت و مجالست ايشان ، طالبان صادق و سالكان عاشق را در اين راه فتح الباب پديد مىشده است و از مقامات و حالات ايشان برخوردارى مىيافتند . پس هر قرنى كه پديد مىشدند از آن بزرگان دين ، نايافت مىشدند و پيشوايان طريقت و مقتدايان حقيقت روى در نقاب خاك مىنهادند تا اشارت
« أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها »
( الرعد : 41 ) ، حال بدانجا رسانيده كه در زمان دولت شيخ الاسلام ، قدّس اللّه روحه ، در جملهء فارس و عراق و خراسان و ماوراءالنّهر و بلاد روم و شام و مصر ، جز او كسى ديگر از پيشوايان كامل پيدا نبود . و جملهء مسافران و روندگان كه از اطراف عالم مىرسيدند سخن ايشان همين بود كه ياد كرده شد كه او در عهد خود شيخ المشايخ جهان بود و در ذات مقدس او جميع خصايل