و أوجب لى بها أمانى و تجاوز عنّى ، يا أرحم الرّاحمين .
شيخ ، قدّس اللّه روحه ، گفت : در حديث صحيح است كه در آن زمان كه شيطان به حضرت رسول آمده بود ، از جمله سؤالها كه رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، از شيطان كرد يكى اين بود كه گفت : يا شيطان ، مىخواهم كه بدانم كه با امّتان من در وقت نزع چگونهاى و با ايشان چه خواهى كرد ؟ گفت : يا رسول اللّه ، هر كس از امّتان تو كه او را از تعلّقات و معلومات اين جهانى هر مقدار كه او را باشد آن را آرايش دهم و در آن زمان در پيش و نظر و خاطر او آورم و او را بدان مشغول بدارم ، او را از خداى باز دارم و ايمان از وى جذب كنم . رسول ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، از اين سخن ، به غايت غمگين و خستهخاطر شد . بعد از آن ، جبرئيل ، عليه السلام ، به حضرت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و على آله و سلّم ، آمد و گفت : يا رسول اللّه ، حق تعالى تو را سلام مىرساند و مىگويد غمگين و خستهخاطر مباش ، كه هر كس از امّتان تو كه بعد از نماز سنّت شام دو ركعت نماز كند و در هر ركعتى بعد از فاتحه ، شش بار
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بخواند و قل أعوذ دوگانه ، هر يكى يك بار ، من كه خداوندم او را در زمان نزع از شرّ و قيد و كيد شيطان نگاه دارم و ايمان بر وى محفوظ دارم . پس ، شيخ ، قدّس اللّه روحه ، فرمود كه از عقب اين نماز ، اين دعا خواندن مناسب مىنمايد :
اللّهمّ إنّى أودعتك دينى فاحفظه علىّ فى حياتى و عند مماتى و بعد وفاتى ، يا أرحم الرّاحمين .
و بعد از اين ، دو ركعت ديگر كردى ؛ آنگاه به ذكر شام مشغول شدى . و در آخر عمر ، به نماز و دعوات و حضور و مراقبت مداومت نمودى ، تا آن زمان كه بانگ خفتن بشنفتى ؛ آنگاه نماز فريضهء خفتن گزاردى . و بعد از نماز فريضهء خفتن ، اين دعا خواندى :
اللّهمّ إنّا نسألك بحقّ السّائلين عليك فإنّ للسّائلين عليك فيها حقّا أيّما عبد أو أمة من أهل البرّ و البحر ، تقبّلت دعوتهم أو استجبت دعاءهم أن تشركنا فى صالح ما يدعونك فيه و أن تشركهم فى صالح ما ندعوك فيه و أن تعافينا و إيّاهم ، و أن تقبّل منّا و منهم و أن تجاوز عنّا و عنهم ؛ إنّا آمنّا بما أنزلت و اتّبعنا الرّسول فاكتبنا مع الشّاهدين ، يا أرحم الرّاحمين .