بيت
نيم ز كار تو فارغ هميشه در كارم 194 * كه لحظهلحظه ترا من عزيزتر دارم
بذات پاك من و آفتاب سلطنتم * كه من ترا نه گذارم بلطف بردارم
رخ ترا ز شعاعات خويش نور دهم * سر ترا بده انگشت مغفرت خارم
و در غزلى ديگر در بيان آنكه در عهد خويش مجموع وجود بهره و كمال از آن حضرت مىيافتند و بعنايات ذو الجلال او را از دنيا و اصل دنيا هيچ احتياج هويتى نبود مىفرمايد قدس سره العزيز :
بيت
كارى ندارد اين جهان تا چند گلكارى كنم * 195 حاجت ندارد يار من تا كى منش يارى كم
چون سرشكسته نيستم سر را چرا بندم بگو * چون من طبيب عالمم بهر چه بيمارى كنم ،
[ كرامات اوليا ]
و اما در تقرير آنكه كرامات از اولياى كامل چرا صادر مىشود و شرح و تفصيل آن و بيان آنكه فرق ميان معجزات و كرامات چيست . ببايد دانست كه معجزات از افعال و سنن انبياست عليهم السلام و كرامات از آثار اولياست رضوان اللّه عليهم اجمعين و فرق ميان هر دو آنست كه كرامات صفات انوار بواطن اولياست و معجزات اخراج « 1 » شيئى است از عدم و تقليب اعيان ، كما قال بعض من اهل المعرفة :
« كرامة الولى هو قوة فعل و كفاية مئونة « 2 » يقوم لهم الحق بما هى ما خرق من العادات و معجزة النبى اخراج الشيء من العدم الى الوجود تقليب الاعيان » .
و قال اهل الكلام : « للاولياء كرامات و للانبياء معجزات ، فالمعجزات
هامش
( 1 ) - در اصل : خراج
( 2 ) - در اصل : مئونته