ببايد دانست كه اين حال اتحاد نه چنانست كه اهل توحيد دايم درين حال موصوف توانند بود ، زيرا حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم
« لى مع اللّه وقت »
فرمودى و قوت بشرى چگونه طاقت اين « 1 » گرانبارى تواند كرد و حسين بن منصور صلاح رحمة اللّه عليه چون بهغايت مشتاق اين بارقه بود مىخواست كه دائما درين حالت بماند و قواى بشرى تحمل نمىكرد .
لاجرم از حق تعالى در وقت مناجات خرابى ظاهر و هدم وجود مىطلبيد ، كما قال : « الهى افنيت ناسوتيتى فى لاهوتيتك ، فبحق ناسوتيتى فى لاهوتيتك ان ترحم على من سعى فى قتلى » و خاقانى هم درين معنى حقايقى در دو بيت بهغايت حسن مىفرمايد : 160
بيت
خار پاى من منم خود را ز خود فارغ كنم * 161 اين « 2 » دوئى يكسو شود هم من تو گردم هم تو من
با تو بنشينم بكام خويشتن بىخويشتن * تا مرا سوداى تو خالى نگرداند ز من
[ بيان سبب سماع ]
و اما بيان سبب سماع حضرت ايشان ، بدان اى عاشق صادق و انيس موافق ، وفقك اللّه فى الدارين . كه حضرت خداوندگار ما افاض اللّه نوره علينا از ابتداى حال بطريقه و سيرت پدرش حضرت مولانا بهاء الدين الولد رضوان عليه مثل درس گفتن و موعظه فرمودن و مجاهده و رياضت مشغول مىبودند و از هرگونه عبادت و رياضت كه از حضرت رسالت صلوات اللّه عليه و سلامه منقول بود متابعت مىنمودند و آن تجلىها و مقامات
هامش
( 1 ) - خ ل : چنين
( 2 ) - خ ل : يا