شرح
( 242 ) ص 95 س 16 :در خانهء خمار و خرابات كه ديدست، اين بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در صحايف 821 - 822 آمده و مطلع آن بدينگونه است :برخيز كه شوريد خرابات افندى * مستان نگر و نقل شرابات افندى( 243 ) ص 95 س 20 :در كوى خرابات مرا عشقكشان كرد، اين بيت هم مطلع غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 221 آمده است .
( 244 ) ص 96 س 16 :اى خوشا شب كز وصال يار ما را دوش بود، اين دو بيت در نسخهء كليات چاپ لكنهو نيست و چنان مىنمايد كه از مولانا جلال الدين نيست و از شاعرى ديگرست كه وى بمناسبت خوانده است .
( 245 ) ص 97 س 2 - 3 :سخن كز جان برون آيد نشيند لاجرم در دل، اين مصرع از مقطع غزل معروفى از سعديست كه مؤلف در آن تصرفى كرده و اصل آن بدينگونه است :درين معنى سخن بايد كه جز سعدى نيارايد * كه هرچ از جان برون آيد نشيند لاجرم بر دل( 246 ) ص 97 س 10 - 11 : مولانا شمس الدين ماردينى ، اين شمس الدين ماردينى از بزرگان دانشمندان قونيه بوده و در مناقب العارفين افلاكى كرارا ذكر او رفته است و از آنجا معلوم مىشود كه وى مفتى و فقيه و مدرس بسيار دانشمندى بوده چنان كه افلاكى او را سلطان المدرسين لقب داده و تالى ابو حنيفه نعمان بن ثابت دانسته و ازين قرار وى پيشواى