بيت
مدتى اين مثنوى تاخير شد 328 * مهلتى بايست تا خون شير شد
تا نزايد بخت تو 329 فرزند نو * خون نگردد شير شيرين خوش شنو
چون ضياء الحق حسام الدين عنان * بازگردانيد ز اوج آسمان
چون بمعراج حقايق رفته بود * بىبهارش غنچهها نشكفته « 1 » بود
و فى الثالث مىفرمايد :
بيت
اى ضياء الحق حسام الدين بيار 330 * اين سوم دفتر كه سنت شد سه بار
برگشا گنجينهء اسرار را * در سوم دفتر بهل اعذار را
و فى الرابع مىفرمايد .
بيت
اى ضياء الحق حسام الدين توى 331 « 2 » * كه گذشت از مه به نورت مثنوى
همت عالى تو اى مرتجا * مىكشد اين را خدا داند كجا
گردن اين مثنوى را بستهاى * مىكشى آنسو « 3 » كه تو دانستهاى
در لب و گفتش خدا شكر تو ديد * فضل كرد و لطف فرمود و مزيد
زانكه شاكر را زياده وعده است * آن چنان كه قرب مزد سجده است
زان ضيا گفتم حسام الدين ترا * كه تو خورشيدى و اين دو و صفها
شمس را قرآن ضيا خواند اى پدر * و آن قمر را نور خواند اين را نگر
و باز در رابع مىفرمايد :
بيت
همچنان مقصود من زين مثنوى 332 * اى ضياء الحق حسام الدين توى « 4 »
هامش
( 1 ) - در اصل : نشگفته
( 2 ) - در اصل : توئى
( 3 ) - در اصل : سوى
( 4 ) - در اصل : توئى