مىبود در ايّام اربعين در هر سالى يك بار « 1 » .
و در خدمت صحبت شريف اخى چون از وظيفه صباح فراغ حاصل آمدى اگر كار بودى كه درو مصلحت دينى يا دنياوى بودى ، اشتغال ( گ ) « 2 » مىبود و الّا فرمودى كه :
درويشان اين سنگها را در آن موضع جمع آرند . و باز فرمودى كه در موضع ديگر برند ، همچنين موضع به موضع « 3 » مىبردند تا روزى گستاخى نمودم و سؤال كردم كه در نقل سنگها فايده چيست ؟ فلاجرم خدمت شيخ على دوستى با وجود آنكه اين درويش را چنان تعظيم نمودى « 4 » كه حضرت شيخ علاء الدّوله قدّس اللّه تعظيم مىنموده است ، مر خدمت اخى دوستى را « 5 » غيرت شد و كفش از پاى مبارك بيرون آورد و بر قفاى من زد چنان كه نعل كفش در گوشت من « 6 » نشست و حالى گويا آواز كفش و خوشى آن در گوش من مىرسد « 7 » و بعده فرمود كه ( ل ) « 8 » .
فايده آن است كه كفّار نفوس در زمرهء اهل اسلام درآيند .
بيت « 9 » :
آنجا كه منتهاى كمال ارادت است * چندانكه « 10 » جور بيش محبت زيادت است
و بعد از دو سال خدمت اخى فرمود كه يا سيّد ترا به صحبت برادرم باز رفتن بايد و چون « 11 » ده « 12 » روزى توقف شد در انتظار امر جازم خدمت اخى شدم ، در وقت معتاد كه چاشت « 13 » بود از خلوت بيرون نيامد ، درويشان التماس نمودند كه در خلوت اخى بايد در آمدن « 14 » ، اجابت كردم و درآمدم ، ديدم كه خدمت اخى « 15 » به جانب اثبات ذكر سر مبارك بر زانو نهاده است و رحلت كرده ، پس استرجاع « 16 » گفتم و بيرون آمدم و خبر كردم « 17 » و بعد از دفن به سه روز به اشارت اخى باز به صحبت شيخ آمدم .
هامش
( 1 ) ل : ندارد ، گ : در حاشيه آورده شده است ، ت : عبارت : كه بعد از شش سال . . . تا . . . . هزار و چهارصد ولى : ندارد .
( 2 ) گ : ص 376 .
( 3 ) ن : در مواضع كثيره .
( 4 ) ل : كردى .
( 5 ) ن : را در ( بجاى را ) .
( 6 ) ل : گوشت من ، ن : كلمه « من » را ندارد . گ : در گوشت نشست .
( 7 ) ن : حالى گويا خوشى آن آواز كفش در گوش به گوش من مىرسد .
( 8 ) ل : برگ 9 الف .
( 9 ) ن : ندارد .
( 10 ) ل ، گ : هرچند .
( 11 ) گ : جون ( بجاى چون ) .
( 12 ) ل : ندارد .
( 13 ) گ : جاشت ( بجاى چاشت ) .
( 14 ) ل : شما را در خلوت بايد درآمدن ، ن : در خدمت اخى بايد درآمد .
( 15 ) ل : ندارد .
( 16 ) استرجاع : انا للّه و انا اليه راجعون گفتن در وقت مصيبت ، ( لغتنامه دهخدا ) .
( 17 ) در ل : ندارد .
اين عبارت « حضرت سيادت فرمود قدّس اللّه روحه و زاد لنا فتوحه كه بعد از شش سال . . . به صحبت شيخ باز آمدم از آ ، ب : افتاده و از روى ل ، ن : نوشته شده .