و « 1 » بعد از اتمام خلوات و مقصوره « 2 » و بعضى جماعتخانه « 3 » به سعى اهل شناخت به واسطهء آنكه جوار عقيدهء حبيبى « 4 » در ميدان التماس بتاخت « 5 » ( ن ) « 6 » و اخلاص « 7 » به خطر عظيم ملتمس افلاختن و بافتن « 8 » در تاخت « 9 » و آن قرآن نمود به سابقهء « 10 » محلّى « 11 » واجب ديد اظهار اهل نواخت .
و حال آنكه وجه اخلاص « 12 » به خطر عظيم آن اهل نوازش « 13 » لازم التوجيه بود ، زيرا كه به جوش محبت در طريق تعزيت « 14 » ( گ ) مصلّى « 15 » شوق سير ( آ : برگ 3 الف ) مىافزود « 16 » ، لاجرم آن ملتمس به اجابت تحرير مسعف آمد و گشت به عنايت اللّه الّذى هو بالحقيقة ودود .
و « 17 » قال اللّه تعالى :
هامش
( 1 ) ل ، ن : حرف « و » را ندارد .
( 2 ) مقصوره : پناهگاه و مأمن مقدس ( فرهنگ غفارى ) حجره كوچك ( فرهنگ آنندراج ) متصل به طالار مسجد بوده كه در اين زمان براى صوفيان و خلوتنشينان مىباشد همه راويان متفق هستند كه در آغاز مقصوره براى حفظ حاكم مسلمين ساخته شده و طبق قول بعضى نخستين كسى كه مقصوره را بنا كرده حضرت عثمان و به گفته بعضى امير معاويه بوده ، طبرى ج 2 ، ص 70 مروان در سال 44 هجرى مقصوره را در مسجد مستزاد كرد و حتما مىتوان گفت كه مقصوره در زمان امويان براى فرمانروايان بنا شده و بعدا در همه جامع رواج يافت و سپس ساختمان كوچك براى محصلين ساخته شده كه بنام زوايا يا قصوره معروف شد و در طالار مسجد عمر و چندين اطاق بدين نوع بوده و به سال 300 هجرى در مسجد اقصى سه تا حجره براى زنها بوده براى تفصيل رك : تحت كلمه مسجد به : دائرة المعارف اسلاميه ، لندن .
( 3 ) گ : « خلوات و مقصوره و بعضى جماعتخانه » را ندارد .
( 4 ) ل ، گ : حبّى .
( 5 ) ل ، گ : ساخت .
( 6 ) ن : برگ 91 الف .
( 7 ) ت : برگ 3 الف .
( 8 ) آ ، ن : يافتن ، ل : بافتن ، ت ، گ : كذا : در اصل « افلاختن و بافتن » .
( 9 ) ت ل ، گ : در باخت .
( 10 ) ل ، ن ، گ : به مسابقه السابق فى الميدان ( المنجد ) .
( 11 ) حلّى و حلى السّيف و حلاءة حليته و حلاها تحليهء ألبسها حليا قاموس ، ( فيروزآبادى ) . گ : محل ، ت : مجلى .
( 12 ) ل : افلاص .
( 13 ) آ ، ن : كلمه « نوازش » را ندارد .
( 14 ) آ ، ن : به قربت ، ل : تقريب ( بجاى تعزيت ) . گ : ص 370
( 15 ) مصلى قال الجاحظ كانت العرب تعدّ السّوابق من الخيل ثمانية و لا تجعل لما جاوزها خطأ ، فأوّلها السّابق ، ثمّ المصلى - ( فقه اللغة ، ابى منصور الثعالبى ، ص 126 ) و قب : ابن عربى : فصوص الحكم ، ص 225 .
( 16 ) آ : مىآورد .
( 17 ) گ : « و » را ندارد .