و نيز « 1 » آن اشارهء شيخ قريب است بدانكه خدمت اخى وقتى فرمود كه مردانه باشيد و بر مشاق خلوات صبر كنيد كه همين يك طبقه مانده است ( ب ) « 2 » فلاجرم « 3 » خدمت شيخ مرا به سفر اشارت فرمود تا از آن ديگها ( ل ) « 4 » كفليزها بردارم « 5 » .
و آحاد طلاب با وفاق « 6 » را كه در اطراف دنيا باشند ارشاد نمايم زيرا كه در « 7 » اقامت اين نوع « 8 » استفاضه و افاضه ميسر نگردد .
قال صلّى اللّه عليه و سلّم :
« فى آخر الزّمان لا يبقى صاحب موافق « 9 » الّا الآحاد فى الأطراف لكلّ واحد منهم أجر مائة شهيد فى كلّ يوم »
حضرت « 10 » سيادت فرمود كه :
سه بار از مشرق تا به مغرب سفر كردم « 11 » بسى عجايب ( آ : برگ 86 الف ) در برّ و بحر « 12 » ديده شد ( ن ) « 13 » و هربار كه به شهرى « 14 » و ولايتى رسيدم « 15 » ( ت ) رسم و عادت اهل آن موضع طريق ديگر ديدم « 16 » .
حضرت « 17 » سيادت فرمود كه :
حضرت ( گ ) « 18 » خواجه خضر را عليه السّلام ديده شده است « 19 » كه در يك « 20 » كرانهء محيط عروس خواسته است « 21 » و ده « 22 » فرزند « 23 » شده و عروس « 24 » و فرزندان خبر ندارند « 25 » كه كدخداى خانهء ايشان خواجه خضر است . و حضرت خواجه خضر وقتى در
هامش
( 1 ) آ : ندارد .
( 2 ) ب : برگ 75 الف .
( 3 ) گ : لاجرم .
( 4 ) ل : برگ 59 الف .
( 5 ) ب : برگيرم .
( 6 ) گ ، ل ، و قاف .
( 7 ) آ : ندارد .
( 8 ) گ : اين نوع كلمات .
( 9 ) گ : ندارد .
( 10 ) گ : جناب .
( 11 ) ن : كردهام .
( 12 ) گ ، ل : بحر و بر .
( 13 ) ن : برگ 121 الف .
( 14 ) ن : جهر شرى .
( 15 ) ن : رسيدهام ، ت : برگ 65 ب .
( 16 ) آ ، ن : عبارت متلوب شده . از اينجا . . . تا طريق ديگر ديدهام .
گ : طريقى ديگر ديدم . براى اين مطالب قب : به رسالهء مستورات . برگ 361 ب .
( 17 ) ب ، ل ، ن ، گ : جناب .
( 18 ) گ : ص 464 .
( 19 ) گ : ديده شده است .
( 20 ) آ : ندارد .
( 21 ) گ : خواسته بود .
( 22 ) ب ، ل ، ن : دو . ت : ندارد .
( 23 ) ل : فرزندان ، گ : و فرزندان شده .
( 24 ) گ : عروس ( به جاى زن ) .
( 25 ) گ : نداشتند .