و آن قدرت كه همّت نام دارد به حقيقت اسم اعظم است زيرا كه حق تعالى بهر سيارى اسمى از اسماء عظام خود « 1 » هبه مىفرمايد تا به آن اسم طيّار گردد كه :
« الإنسان يطير بهمّته و الصّوفىّ لا تجاوز همّته قدسه « 2 » »
زيرا كه يك قدم صوفى در مكان است و قدم ديگرش در لا مكان و اسم اعظم مركب است از جميع آيات و موجود در جميع بينات « 3 » ، پس هر موجودى حرفى از حروف اسم اعظم باشد ، و اين فقير از حضرت سيادت سؤال كرد « 4 » كه اسم اعظم كدام باشد ؟ « 5 » جواب فرمود كه « اللّه » .
پس عرضه داشته « 6 » آمد كه اين فقير را چنين لايح شده است كه اسم اعظم « 7 » بسم اللّه است ( ب ) « 8 » گفت « آرى هر دو متحد باشد » و باز اين فقير عرضه داشت كه كثرت حروف در اسم اعظم ، شايد « 9 » كه ( ل ) « 10 » به سبب قصور فهم « 11 » باشد ، تبسم فرمود « 12 » و فرمود « 13 » كه چنان بود « 14 » .
هامش
( 1 ) آ ، ب ، ل ، گ : ندارد .
( 2 ) فوائح الجمال ، ص 68 . و اعلم أن كل أحد من السّيارين يؤتى اسما من اساميه العظام و الاسم الأعظم ينبع من القلوب ، و الاسم الأعظم مركب من جميع الآيات ، فما من آية فى عالم الغيب و الشهادة إلا هى حرف من حروف الاسم الاعظم فبقدر ظهور البينات و الآيات و العلامات و الأمارات يزداد الاسم اعظم ( ص 69 ) و ابتدا الاسم الأعظم من اللّه لأنه اسم الذات المشتملة بالصفات الجلالية و الجمالية ، ثم تقلّل حروفه بزيادة كشف المعنى فتقول : « هو » « و هو » مرصاد العباد ، ص 240 المرء يطير بهمّته كالطير يطير بجناحه .
حاشيه ( برگ 42 ب ) اين بيت نيز نوشته است .يا همچو پرگاريم و يكتا در شريعت استوار * پاى ديگر سير هفتاد و دو ملت مىكند( 3 ) آ : بنات .
( 4 ) ن : پرسيد .
( 5 ) ب : . كدامست .
( 6 ) ب : داشت .
( 7 ) اسم اعظم اسم بزرگ است از جميع اسماى حق تعالى و در تعين آن اختلاف بسيار است نزد بعضى ، اللّه و نزد بعضى صمد و نزد بعضى الحيى القيوم ، الرّحمن الرّحيم و نزد بعضى مهمين و اللّه اعلم بالصواب . و در كشف نوشته كه نزد قاضى حميد الدين ناگورى اسم اعظم هواست كه او اوّل از سر اوقات عزت در عالم ظهور آمده است « و هو » يك حرف است و حرف و او از اشباع ضمه متول شده است . . .
آوردهاند كه اسم هو اصل و أمّ جمله اسماء است . چنان كه سوره فاتحه اصل و أم تمام قرآن است چه هو او بود تو كيستى هذا سر لطيف ( فرهنگ آنندراج ) هو الاسم الجامع لجميع الاسماء و قيل هو « اللّه » كاشى :
اصطلاحات الصوفية ، ص 48 . جرجانى : التعريفات ، ص 10 .
( 8 ) ب : برگ 54 الف .
( 9 ) آ : شايد كه در اسم اعظم ، ن در اسم اعظم شايد كه ل : در اسم اعظم باشد شايد كه .
( 10 ) ل : 43 الف .
( 11 ) گ : ندارد .
( 12 ) آ : تبسم . ب : تبسم فرمود ، ن ، گ : تبسم نمود .
( 13 ) ب : ندارد ، ن : جنان بود .
( 14 ) آ : چنين باشد .