و اين « من » جواب « 1 » را بود « 2 » اگرچه اين جواب مشابه سكوت است از اينجاست كه مشايخ در روح اختلاف كردهاند ( ب ) « 3 » و ليكن اصحّ اقوال قول شيخ جنيد است قدّس اللّه سرّه « 4 » كه :
« لا تقول هو مخلوق و لا قديم »
پس نسبت روح به حق و خلق مثل نسبت واو باشد « 5 » با الف و « يا » و نسبت رفع به نصب و جر و از اين سرّ ( ت ) سيار مطلع گردد بر اسرار حروف تسعة و عشرين « 6 » .
مثنوى « 7 »
قومى « 8 » ز وجود خويش فانى * رفته ز حروف در معانى
( آ : برگ 60 الف )
از ظلمت « 9 » پردهها گذشته * در نور صفات محو گشته
اوّل همه اوست واجب الذات * بيرون ز تصور و « 10 » خيالات
آنجا همه وحدت است مطلق * تحقيق حقيقت « 11 » است الحق
از چون و چگونه بىعلايق * برتر ز تصور خلايق
هان اى سر و پا ( ن ) « 12 » برهنه در راه * اين است بيان حرف « اللّه « 13 » »
هامش
- او از امر اللّه است اى ما استأثر بعلمه و بعضى برآنند كه مراد از امر وحى و كلام اوست ، اى ليس من كلام البصير و اهل تحقيق برآنند كه سر اين روح از عالم خلق است تا امور تعريف او باشد ( ناخوانا ) بلكه از عالم امر است كه عالم ذات عبارت از اوست و مجرد از هيوى است چه حريم است مقدس از شكل و نون و اين فلا يمكنكم اداركه .
( 1 ) گ : سان ( به جاى جواب ) .
( 2 ) ل : ندارد .
( 3 ) ب : برگ 53 ب .
( 4 ) آ : قدس اللّه ، ب : قدس سره .
( 5 ) آ ، ب : ندارد ، ت : برگ 53 ب .
( 6 ) فوائح الجمال ، ص 52 . لا انه سكوت عين معناه و لكن يشبه السكوت عن الجواب لسرّ بين اللّه و رسوله و المؤمنين و لهذا اختلف المشايخ فى الروح و أضع ما قيل فيه قول الجنيد قدس اللّه روحه : لا تقول هو قديم و لا مخلوق . فكأن نسبة الروح إلى الخلق و الخلق نسبة الواو الى الالف و الياء أو نسبة الرفع الى النصب و الخفض و هكذا ينحوا السيار الى أسرار الحروف .
( 7 ) آ ، ب ، ت ، ن ، گ : نظم .
( 8 ) گ : قومى .
( 9 ) آ ، ت : بوده .
( 10 ) آ ، ب : ندارد .
( 11 ) گ : حقيقتى .
( 12 ) ن : برگ 111 الف .
( 13 ) اين ابيات سروده امير حسينى معروف به هروى است رك به : مثنوى زاد المسافرين ، ص 13 .