اختفاء نسب « 7 » ، بر همه روشن گردد .
نكو گويى نكو گفته است در ذات * كه « التّوحيد اسقاط الاضافات »
و چون ، اين مقدّمه در ذهن راسخ گردد ، و از قبيل مسلّمات شود ، منتظر زمان كشف و اوان عيان ، و وقت رفع حجاب بايد بود ؛ كه بعد از آن « 8 » :
چو روز روشنت آنگاه گرددت معلوم * كه با كه باختهاى عشق در شب ديجور
امّا اين دغدغه در خاطر طاهر اهل ظاهر نشايد گذاشت كه در اين انديشه بمانند كه چون مدّعاى اهل حق اين باشد كه : « وجود مطلق » حق است ؛ و او ، تعالى ، جز يكى نيست ؛ و همهء موجودات منتهى به وى ؛ و او ، منتهاى همه ؛ كه :
« منه بدأ و إليه يعود » « 9 » . پس ، اين تكثّرات ظاهره ، و تعدّدات باهره ، و اسامى مختلفه ، و صور مؤتلفه چيست ؟ و از كجاست ؟ و چگونه پيدا شد ، و از چه خاست ؟
داند اعمى كه مادرى دارد * ليك كيفيّتش نمىداند « 10 »
پس ببايد دانست كه اهل تحقيق در سلوك اين طريق ، از بهر ارشاد اين فريق ، چنين گويند كه وجود را « تنزّلات » است بحسب تعيّنات ؛ كه آن را « شئون هويّت ذاتيه » گويند : از آن روى كه اين شئون ، كامنه در ذات است ؛ و تصريح به لفظ « هو » ، فى قوله تعالى :
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
« 11 » به اين بيان ، از
هامش
( 7 ) - ن : اختفاء نسبت ( ش )
( 8 ) - ن : آنگاه ( ش )
( 9 ) - شايد : منه بداء و اليه يعود / در شرح عقيده ميرفندرسكى به صورت « منه نبدأ و نعود » آمده است ( رك : تعليقات )
( 10 ) - ن : چونى به وهم در ناورد ( ت )
( 11 ) - ق ( س 55 - 29 ) كل