تأليف كرده يا درصدد تأليف آن بوده است ، و هر چه هست ما نسخهء آن را تاكنون نديدهايم ، اما شرح فصوص او به نظر اين حقير رسيده و بدست آوردن اين كتاب سرگذشتى عبرتانگيز دارد كه از شرح آن خوددارى مىكنم ؛ حالى اين حقير درصدد است كه اگر توفيق رفيق آمد آن را با توضيحات و تعليقات كه از خود بر آن افزودهام بطبع برسانم انشاءالله تعالى .
بابا ركن الدين علاوه بر شرح فصوص گويا كتابى ديگر هم داشته است در شرح تائيهء ابن فارض كه در كشف الظنون تحت عنوان « التائية فى التصوف » مىنويسد : « و ذكر ان الشيخ ركن الدين الشيرازى شرحها ايضا » و مقصودش از شيخ ركن الدين على الظاهر همين بابا ركن الدين است ؛ هم صاحب كشف الظنون در ذيل « فصوص » از وى و شرح فارسى مبسوطش بنام « نصوص الخصوص » ياد كرده است .
قديمترين ماخذ كه مولوى صاحب مثنوى را بنام ملاى رومى و ملاى روم ذكر كرده است
دربارهء اينكه مولوى صاحب مثنوى را بنام « ملاى روم » و « ملاى رومى » ذكر كرده باشند قديمترين مأخذ كه به نظر اين حقير رسيده همين شرح فصوص بابا ركن الدين است كه در اثناء آن مكرر اشعارى از مثنوى مولانا بعنوان « ملاى روم » و « ملاى رومى » آورده و تاريخ تأليف اين شرح ( سال 739 - 743 ه ) مقدم بر مناقب العارفين افلاكى و ديگر كتبى است كه دربارهء مولوى نوشتهاند و ما از آنها اطلاع داريم .
شطّار
چنان كه در كتيبهء سنگ لوح بابا ركن الدين ديديم در جزو عناوين و القاب عرفانى او « نفحة العطار و مقام الشطار » نوشته شده است . اين