محرم بد ز سال جيم و ميم آنگه بذال اندر * كه توفيقم رفيق آمد رسانيدم به پايانى
كتابى كو به ظاهر بحر و باطن درهمى ماند * چنين گوهر نيابد كس بعمر خود بهر كانى
مقصودش از سال ميم و جيم و ذال سه حرف است ( م ، ج ، ذ ) كه به حساب جمل معروف 743 مىشود .
اين حقير خوشبختانه نسخهء اين كتاب را ديده و توفيق مطالعهء آن را يافته و تا جايى كه ممكن و ميسر بوده است آن را تصحيح كرده و حواشى و تعليقات بر آن نوشتهام ؛ شرح مبسوطى است كه با عبارات سادهء نزديك بفهم انشاء شده و بتقريب جامع خلاصهاى از همهء آن مطالب است كه در شروح قبل از وى مخصوصا شرح كمال الدين عبد الرزاق كاشانى و شيخ داود بن محمود قيصرى كه بابا ركن الدين خود شاگرد بلا واسطهء آنها بود نوشته بودند ؛ بعلاوه فوائد تازهيى كه خود بر مطالب شارحان قبل افزوده است . « 1 »
توضيحا بر كتاب فصوص الحكم قبل از بابا ركن الدين شروح متعدد نوشته بودند . گويا اولين شارح اين كتاب سعيد فرغانى است ( سعيد الدين « 2 » محمد بن احمد ) كه اولين شارح تائيهء ابن فارض متوفى 632 هم اوست ؛ و مطابق روايت كشف الظنون وى نخستين بار « تائيهء » را بر جلال الدين مولوى « 3 » خواند آنگاه بر آن شرح فارسى و سپس شرح عربى نوشت .
هامش
( 1 ) - ص 40 ، طبع چاپخانهء حكمت .
( 2 ) - كشف الظنون در شرح تائيهء ابن فارض « سعيد الدين » و در شرح فصوص « سعد الدين » نوشته است .
( 3 ) - ظاهرا مقصود مولانا جلال الدين صاحب مثنوى و ديوان كبير است ؛ و اين خود نكتهء تاريخى است دربارهء « مولوى » .