مرتبه به « أمّ البشر » مشتهر است . پس آدم عالم جبروت ، عقل اوّل بوده باشد ؛ كه آن روح كلّى است كه :
« خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ »
« 363 » اى : « عين واحدة » عبارت از او .
« وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها »
« نفس كليّه »
« وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً »
« 364 » عقول و نفوس مجرّده باشد . و آدم [ عالم ] ملكوت « نفس كلّيّه » باشد . و
« خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ »
در اين عالم يعنى ؛ من ذات واحدة هى النفس الكلّيّة . و خلق منها زوجها اى : الطّبيعة الكلّيّة .
وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً
[ اى النّفوس المجردة ]
وَ نِساءً
اى : النّقوش [ الحيوانيّة ] المنطبعة « 365 » و باقي القوى .
و آدم عالم ملك ، ابو البشر باشد و اين جمله مظهر روح محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد . و روح محمّد - صلعم - مظهر حق باشد . و شيخ - قدّس سرّه - در فتوحات گفته كه : اوّل موجودى كه ظاهر گشت از اجسام انسانى ، آدم بود . و در [ نقش ] فصوص مىگويد كه : مراد از عالم وجود ، عالم انسانى است .
و در اين كتاب گويد كه : مراد از آدم ، آن نفس واحده است ، كه اين نوع از او مخلوق شده .
ما چنين گوييم كه : مراد [ از ] آنچه در فتوحات و در نقش فصوص « 366 » فرموده آدم عالم ملك است ؛ كه وجود عالم انسانى در خارج ، به او متحقّق مىگردد . و آنچه « 367 » در اين كتاب گفته ، مراد آدم عالم جبروت و ملكوت است ؛ كه خليفهء حق ازلا و ابدا او است . و ضمير در قوله عايد است به معنى ( - به معنايى ) كه گفته شد در نفس واحده ؛ كه مراد چيست ؟ و معنى
« اتَّقُوا رَبَّكُمُ »
اين است كه مىگويد :
هامش
( 363 ) - ق ( س 4 - 1 ) خلقكم .
( 364 ) - ق ( س 4 - 1 ) و خلق و بث .
( 365 ) - ن : اى النفوس المنطبعيه ( ك ) .
( 366 ) - ن : و در نفس فصوص ( ك ) .
( 367 ) - ن : و اينجا در اين ( ك ) .