تعلّم من العينين إن كنت عاقلا * شهود جمال الغير « 174 » عند التّواصل
و لا تك كالطّاوس يعشق نفسه * فيبقى « 175 » ملوما عند كلّ الكوامل
از مردمك ديده ببايد آموخت * ديدن همه را و خويشتن ناديدن « 176 »
[ همچو طاوس پاىِ خود مىبين * هان و هان تا حديث پُر نكنى ]
فان الملائكة لم تقف مع ما تعطيه نشأة هذه الخليفة « 177 » و لا وقفت مع ما يقتضيه حضرة الحقّ من العبادة الذّاتيّة .
بيان آن است كه : سبب وقوع ملائكه در توبيخ چه بود ؟ و آن ، دو چيز بود :
يكى آنكه - ملائكه ايستادگى ننمودند ؛ و قانع نگشتند به آنكه آنچه نشئهى خليفه - كه انسان كامل است - به وى دهد ، بسازد ؛ و از آن طور ، در نگذرد .
و دوم آنكه خرسند نشدند به آن چيزى كه حضرت حق - تعالى - از ايشان طلبيده ؛ و آن عبادتى خاصّ است كه ذات حق مقتضى آن است ، كه او را به آن وجه بپرستند ؛ بلكه زياده طلب كردند ؛ و از حدّ خود در مىگذشتند .
لاجرم مستحقّ تأديب گشتند .
« و لا وقفت » به اين معنى است كه : ايستادگى ننمودند ؛ و نشايد كه به آن [ معنى ] باشد كه ندانستند ؛ و مطّلع نگشتند ؛ و الّا تعديهء وى « على » بودى .
عرب گويد كه : « وقف فلان معه » ؛ يعنى كه : « بايستاد با آن كس » و « وقف
هامش
( 174 ) - ن : جمال العين ( ش ) / جمال الغير ( شرح قيصرى )
( 175 ) - ن : و يبقى ( شرح قيصرى )
( 176 ) - ن : ديدن همه كس را و نديدن خود را ( ش )
( 177 ) - ن : هذا الخليفة ( ش - عف )