اطلاق اسم صورت به محسوسات كردن حقيقت است « 168 » ؛ و به معقولات مجاز ؛ امّا به نزد اين طايفه چون عالم ، باسره مظهر صورت الهى است مفصّلا ، و انسان كامل مظهر صورت الهى است مجملا ، پس اطلاق آن اينجا پيش ايشان به حقيقت انسان كامل مظهر صورت الهى بود ؛ و بر ما سواه به مجاز ؛ و لا عندهم سوى .
گه بر آمد به كسوتِ حوّا « 169 » * گه نمايد « 170 » به صورتِ آدم
و رسول - صلعم - اطلاق اسم صورت هم فرموده در حديث :
« إنّ اللّه خلق آدم على صورته »
. فتحفّظ فقد وعظك اللّه بغيرك ، و انظر « 171 » من أين أتى على من أتى عليه .
« أُتى » كه فعل مجهول است ، تعديهء او به حرف « باء » كنند ؛ و گويند :
« اتى به » ؛ و به حرف « على » تعديه كنند ، و گويند : « اتى عليه » . و در اين موضع كه موقع زجر و توبيخ است ، به « على » اولى .
بدان ، كه : در اين سخن تنبيه است و تأديب سالكان راه را ؛ و مراقبان آگاه را ؛ تا در حضرت حقّ مؤدّب و بيدار و با اهل حقّ مهذّب و هوشيار باشند ؛ و سر از دريچهء « انانيّت » بيرون نكنند ؛ و از احوال ملائكه عبرت گيرند كه چون گفتند :
« أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها »
« 172 » سزاى تأديب گشتند ؛ و گوشمال
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ »
« 173 » يافتند . كه آنچه به ايشان رسيد ، از گذر « انانيّت » رسيد . تو پندپذير ؛ و غرور در سر مگير ؛ كه گفتهاند :
هامش
( 168 ) - ن : حقيقة باشد ( ك )
( 169 ) - ن : گه برآيد ( ك ) / گه در آيد ( ت ) / به صورت حوا ( ش )
( 170 ) - ن : گه برآيد ( ش - ك )
( 171 ) - ن : سأنظر ( عف )
( 172 ) - ق ( 2 - 30 ) أ تجعل
( 173 ) - ق ( 2 - 30 ) انى